ج ) علم حق تعالى متبوع است نه تابع چنانچه امام صادق عليه السلام مىفرمايند : « لم يزل اللَّه عزّوجلّ ربّنا و العلم ذاته و لامعلوم ، والسّمع ذاته و لا مسموع ، والبصر ذاته ولا مبصر ، والقدرة ذاته و لا مقدور ، فلمّا أحدث الأشياء و كان المعلوم وقع العلم منه على المعلوم و السّمع على المسموع والبصر على المبصر و القدرة على المقدور . . . » « 1 » آنچه از حديث مراد ما است اين است كه علم عين ذات حق تعالى بود قبل از اينكه معلوم در كار باشد و همينطور سمع و بصر و قدرت . و چون حق تعالى اشيا را ايجاد كرد علم او بر آنها واقع شد نه اينكه آنها سبب حصول علم در حق تعالى بشوند بلكه علم حق تعالى به آنها قبل از ايجاد آنها در ذات حق تحقق داشته و اشيا بر طبق علم او واقع شدهاند و بعد از ايجاد علم او بر آنها مىافتد نه اينكه علم جديد پيدا كند .
ج ) علم حق تعالى به اشيا بعد از ايجاد
همچنانكه گفتيم ، حق تعالى با تجلى به فيض مقدس به اضافهء واحده اشراقى جميع آنچه ازلًا و ابداً بايد موجود شوند را افاضه نموده است و چون عين ثابت بعضى تقدم دارد و بعضى تأخر دارد ، آنچه تقدم داشت ايجاد شد و آنچه تأخر دارد ايجاد مىشود . چون حق تعالى بسيط صرف و وجود محض است همه كمالات را در مقام ذات دارد و همه استعدادها را مىداند و هر شىء را به مقتضاى اسمى از اسماء و عينى از اعيان به اضافهء فعلى حضورى اشراقى از مقام علمى به منصهء تحقق عينى مىرساند . و نيز مىتوان گفت چون مقام احديت همان ذات غيب الغيوبى است ، ولى متعين شد و متعين عين تعين است در خارج و غير آن است در ذهن ، و نيز مقام أحدى همان مقام واحدى است منتهى متعين شده است و مقام واحدى همان فيض مقدس است كه ذاتاً مطلق و فعلًا مقيّد است و مطلق عين مقيّد است در خارج و غير آن است در ذهن و همين أمر تا عالم عناصر ادامه دارد ، در واقع چيزى جز حق تعالى وجود ندارد و فقط خود اوست كه او هم عين علم به خود است ، و غيريّت اطلاق و تقييد از ناحيهء تعين و قصورات ذهنى ماست كه همين هم قيدى از قيود بلكه قيدالقيود است ، و اگر اشيا از قيد رها شوند مطلقند . و زمان نيز از قيود ذهنى است . زيرا زمان كه مسافت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 139