تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
ذات است . مرحوم شيخ محمد حسين نجفى ( معروف به كمپانى ) در علم حق به ذات عبارات منظومى دارد كه عبارتند از :
تجرّد الواجب من صفاته * فذاته حاضرة بذاته و ليس للحضور و الشّهود * معنى سوى حقيقة الوجود و هو تعالى للوجوب الذّاتى * مبداء كلّ عالم بالذّات فذاته أحق بالحضور * لذاته اذ هو نور النّور « 1 »
يعنى چون حق تعالى ذاتاً مجرد است و تجرد از صفات اوست ، پس ذات او به ذات خود حاضر است . و حضور و شهود ( از صفات زائد بر وجود و ذات حق تعالى نيستند ) . و حق تعالى به جهت وجوب ذاتى ذاتاً مبدأ همهء صاحبان علم است ، پس ذات او رواتر و سزاوارتر به حضور ذات خود مىباشد . زيرا او نورنور است و چون نور ذاتاً ظاهر است ، نورنور به طريق اولى ظاهر لذاته است . ج ) همه موجودات از حيث وجود و جميع كمالات مستند به حق تعالى مىباشند . از جملهء اين وجودات و كمالات ، ذوات عالم و صور علمى آنان مىباشد كه مستند به حق تعالى هستند ، و حق تعالى كه معطى آنها است فاقد آنها نخواهد بود . ( پس حق تعالى به جهت صرف الوجود بودن و بساطت حقيقى همه كمالات از جمله ، علم را به جميع انحاء ، در ذات و مظاهر دارد ) . از اين بيانات علم حق به ذات و ماسوى نيز تبيين مىشود .

ب ) علم حق به ماسوى در مقام قبل از ايجاد

هرچه وجود بسيطتر باشد انتزاع مفاهيم كمالى از آن بيش‌تر است . و حق تعالى چون بسيط است كه فوق آن تصور نمىشود ، از حيثيت فارده واحده ، مصداق جميع كمالات و منشاء انتزاع جميع مفاهيم كمال از جمله علم به غير به نحو تفصيلى در مقام قبل از تنزل و تجلى است . و نيز حق تعالى از آن حيث كه سبب و منشأ جميع شؤون است علم او به ذات كه مصدر جميع صوادر است و مبدأ جميع خلايق است ، علم به همه آنها به نحو تفصيل در مقام
هامش
( 1 ) . الحكمة المتعاليه ، ص 339