تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
شهود است همه وجود است و همه‌اش وجود است . پس ذات حق تعالى به مقتضاى جمعيت حقيقت حقايق عينى است ، و علم اجمالى او عين كشف تفصيلى است ، زيرا در ذات حق تعالى و الوهيت او جهلى راه ندارد . بر اساس قاعده بسيط الحقيقه ؛ حق تعالى در مقام غيب الغيوبى كه فوق مقام و مرتبه و كشف و شهود و اسم و رسم است عين همه اشيا است ، ولى اين عينيت و اين اشيا نيز هيچ اسم و رسم و مقامى ندارند . پس در اين مورد ماهيتاً و وجوداً در مقام علمى و عملى كسى را ره به جايى نيست . ولى حق تعالى در مقام احديت و تعين اوّل با تجلى حبّى ذات و عشق ذاتى با خود ، مبدأ مفاتيح غيب مىشود ، و با افتتاح مفاتيح غيب جميع موجودات را به نحو بساطت ذات به شهود ذاتى مشاهده مىكند و همه را مىداند ، و با تجلى به فيض اقدس جميع اشيا را كه در ذات به بساطت ذات موجود بودند ، به نحو تفصيلى در مقام واحديت و مقام علمى مشاهده مىكند و نيز به تبع تجلى به فيض اقدس در عالم اسما ، جميع اسما و لوازم آن و لوازم‌ِلوازمِ آن را ازلًا و ابداً شهود مىنمايد و چون هر اسمى از اسما و عينى از اعيان با كثرت نامتناهى علمى كه دارند ، طالب و مقتضى تحقق عينى مىباشند ، حق تعالى به تجلى واحد به فيض مقدس و فيّاضيت على الإطلاقى آنچه كه از اسماء و اعيان ممكن التحقق در خارج مىباشند را افاضه مىكند . وفيض مقدس و وجود منبسط يا وجود لابشرط قسمى كه ظل وجود لابشرط مقسمى است و از حيث اطلاق ، مضاهى احديّت ذات مىباشد هيچگونه كثرتى ندارد و از حيث انطباق با مقام و احديت و تجلى در اعيان خارجى به حسب هر شىء عين آن شىء است ، و با عقول ، عقل و با برازخ ، مثال و با عناصر ، عنصر و با متحركات ، متحرك و با ساكن ، ساكن است . در روايات علم حق تعالى در مقام ذات چنين آمده است : الف ) علم حق از كمالات ذاتى حق است ؛ امام صادق عليه السلام مىفرمايند : « العلم هو من كماله » . « 1 » ب ) علم حق تعالى إنيّتاً ثابت براى ذات است ولى ماهيتاً از نظر ما عبارت از جاهل نبودن حق تعالى است . چنانچه امام صادق عليه السلام مىفرمايند : « إنّ للَّه‌علم لاجهل فيه ، حياةٌ لاموت فيه ، نورٌ لاظلمة فيه » . « 2 »
هامش
( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 134 ( 2 ) . همان ، ص 137