تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
در مقام احدى عين علم و ديگر صفات به حيثيت واحده مىباشد . و چون حق تعالى بسيط صرف است براى خود حاضر و ظاهر است و خود را وجدان و شهود مىنمايد ، زيرا علم مساوق وجود است و هر چه اشرف و اقوى و ابسط باشد ، علم او نيز همين حكم را دارد و علم در واجب ، واجب و در ممكن ، ممكن و در جوهر ، جوهر و در عرض ، عرض است . علم حق تعالى عين ذات اوست و چنانچه ذات او از دسترس آمال و آرزوها و صيد عقاب تيزپرواز انديشه به دور است ، علم او نيز همين حكم را دارد .

سه دليل از ملاصدرا در اثبات علم حق تعالى « 1 »

الف ) حقيقتِ علم راجع به حقيقت وجود است ، و هر ذات مستقل‌الوجود كه مجرّد از ملابس و موادّ باشد ذاتاً عقل و عاقل و معقول است . و هر چه اقوى و تحصل او شديد و ذات او رفيع از نقايص باشد تعقل او براى خود اتمّ است . بنابراين چون واجب الوجود مبداء جميع سلسله موجودات از اعلى عليّين تا اسفل سافلين مىباشد و فوق مالايتناهى بمالايتناهى است ، وزان عاقليت او براى ذات خود وزان وجود اوست . و نسبت عاقليت ما سواى او به او نسبت وجود آنها به وجود اوست . بلكه علم او فوق مقايسه با علوم ماسوى است . و چنانچه خود ممكنات مستهلك در وجود اوست ، علم آنها نيز فانى در علم اوست و چنانچه از وجود او وجودى خارج نيست ، از علم او علمى خارج نيست . اين بيان ملاصدرا علاوه بر تبين علم حق به ذات مبيّن علم حق به ماسوى نيز مىباشد هم در قبل و هم در عين ايجاد و بعداز ايجاد . ب ) چون هر كمالى از حيث كمال مساوق وجود بماهو وجود است ، هرگاه در شىء از اشيا كمالى باشد و ممكن التحقق براى ذات حق به امكان عام باشد ، اعلى مرتبهء آن‌كه فوق مالايتناهى بمالايتناهى است براى ذات حق ضرورى به ضرورت ازلى است ، و در غير اين صورت بسيط صرف و كل الأشياء نخواهد بود . و علم صفت كمالى است و در بسيارى از موجودات به حس و مشاهده و برهان موجود است ، پس حق تعالى به طريق اولى متصف به آن علم و اعلى مرتبهء آن مىباشد . اين بيان ملاصدرا نيز مبيّن علم حق به ذات و به ماسواى
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 174