عكس آن نيز صادق است ؛ يعنى هر موجودى كه واجب الوجود باشد ، در ذات و صفات و افعال محتاج نخواهد بود . و چون حق تعالى بسيط صرف است و فوق مالايتناهى بمالايتناهى است ، از صفات امكانى مبرّاست ، اگر چه از حيث تجلى فعلى به نحو تجدد امثال ، متجلى در جميع اطوار و شئون خود مىباشد . پس حق تعالى واجب الوجود از جميع جهات است .
11 - ماهيتى وراى وجود خاص خود ندارد
مركب بودن شىء از ماهيت و وجود ، متفرع بر ممكن بودن است ، زيرا گفته مىشود : كل ممكن زوج تركيبى له ماهية و وجود . و هرچيزى زوج تركيبى نباشد ، مركب از ماهيت و وجود نيست . و چون حق تعالى بسيط الحقيقه است ، مركب و ممكن نخواهد بود و چون مركب و ممكن است ، ماهيتى وراى وجود خاصِ خود ندارد .
و چون ماهيت و وجود او يكى است و محيط بر همه چيز است ، وجوداً و ماهيتاً قابل اكتناه و محاط واقع نمىشود .
نكته : از جمله ثمرات ديگر بسيط الحقيقه بودن حق تعالى سرمدى و كمال مطلق و متعين به نفسِ ذاتِ خود بودن است .
لوازم و نتايج قاعده در بحث صفات حق تعالى
1 - علم حق تعالى
از نتايج قاعده بسيط الحقيقه به انضمام قاعده الواحد و امكان اشرف تبيين علم حق تعالى در سه صورت « علم به ذات » ، « علم تفصيلى به اشيا در مرحلهء قبل از ايجاد » و « علم تفصيلى حق در مرحلهء بعد از ايجاد و مع الايجاد » است .
الف ) علم حق تعالى به ذات خود
حق تعالى از جهت بسيط حقيقى و صرفالوجود و محض الكمال بودن ، در مقام ذات خود هيچ اسمى و رسمى و حكمى ندارد ، بلكه « فوق لايتناهى بمالايتناهى » است و با حبّ ذاتى به خود ، مبداء چهار اسم « وجود ، علم ، شهود و نور » مىباشد ، علم از أشرف كمالات است ، بلكه شرف هر كمالى به علم است . پس حق تعالى به نحو بساطت محضه عالم بالذات و