تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
هر شىء از آن جهت كه ظهور و نمود حق است و حق تعالى واجد جميع كمالات و خيرات و وجودات است ، هر كدام از نمودهاى او اگرچه وجهى از وجوه او را نمايش مىدهد ، ولى چون نمود حق تعالى است ، بالقوه واجد همهء كمالات است و نفس هنگام مواجهه با اشياء خارجى چون همهء اشيا را قبلًا در علم احدى مشاهده كرده و تمامى اشيا به وجود جمعى احدى با همديگر موجود بوده‌اند ، اكنون نمود هر شىء بالقوه در نفس موجود است و هنگام برخورد نفس با آنها ، صورتشان در ذهن به تجلى نفس نمودار مىشوند ، و اين جز با وحدت شخصى قابل حلّ نيست و حتى وحدت شخصى با اين بيان بدون دور و تناقض به اثبات مىرسد . 3 - اگر غير از حقيقت وجود چيزى در دارهستى باشد ، يا همين حقيقت وجود است يا غيرِ حقيقتِ وجود . اگر حقيقت وجود است ، در ضمن اين‌كه خلف و تحصيل حاصل است ، اثباتِ مطلوب نيز مىشود ، و اگر غير حقيقت وجود است ، عدم يا ماهيت يا نمود وجود است . اگر عدم است ، عدم مطلق است يا عدم مضاف . اگر عدم مطلق است ، چيزى نيست و اگر عدم مضاف است ، از حيث عدم چيزى نيست و از حيث مضاف اليهِ معدوم نخواهد بود ، بلكه موجود است و از اطوار و شؤون و نمودات وجود است . اگر ماهيت است ، ماهيت هم ناشى از نمودات خارجى تجلياتِ حق تعالى در ذهن است و متأخر از وجود و نمودات اوست ، و اگر نمود است ، نمودِ حق تعالى ، شأنى جز نمايش حق تعالى ندارد و اين حق تعالى است كه به نحوهء نمودات نمودار شده است .
هست آيين دو بينى ز هوس * قبلهء عشق يكى آمد و بس

7 - توحيد ذاتى ، صفاتى و افعالى

از ثمرات قاعدهء بسيط الحقيقه ، توحيد حق تعالى و انحصار وجود و وجوبِ وجود و صفات و افعال در حق تعالى است . حق تعالى از حيث صرف الوجود و بسيط حق بودن و وجود محض و كمال مطلق بودن و مبرّابودن از هرگونه تركيب - اعمّ از تركيب اعتبار يا ماده و صورت خارجى و ذهنى و . . . - و منزّه بودن از جنس و فصل و مقسِّم و مشخَّص و عدم اشتراك در مفهومى از مفاهيم با اشياى ديگر ، مطلق كمال و محض جمال و جلال و صرف فعليت است ، و هر شىء در دارتحقيق تصور شود ، رشحه‌اى از نور ذات اقدس اوست و به