خود همهء اشياست ) را استحصال مىنمايد .
تمثيلات كلّ الأشياء بودن حق تعالى و بسيطالحقيقه
1 نفس انسانى مَثَل كلّ الأشياء بودن حق تعالى است و بسيط صرف نيز مىباشد و غير از جسم است ، اگر چه جسمانية الحدوث و روحانية البقاست . نفس انسانى داراى قواى مدركه و متحركه و در عين بساطت ، چون فاعل بالتّجلى است ، متجلى در جميع قواى ادراكى و تحريكى است و در عين علوّ ، دانى است و در عين دنو ، عالى است . و در ضمن تجلى در جميع شؤون خود ، منحصر در شأن خاصى نيست ؛ پس هم كلّ اشياى مادون است و هم محدود به حدّ خاصى از آنها نيست .
النّفس فى وحدته كُلّ القوى * و فعلها في فعله قد انطوى « 1 »
* * *
جهان را سر به سر در خود مىبين * هر آنچه آيد به آخر ، در پيش مىبين « 2 »
هستى مطلق آيد دراشارت * به لفظ « من » كنند از وى عبارت « 3 »
2 - تمثيل آيينه : اگر كسى صرفاً توجه به صافى آيينه نمايد ، نقوش منعكس در آن را نمىبيند و اگر صرفاً توجه به نقوش كند ، صافى آيينه را نمىبيند و اگر در ضمن توجه به صافى آيينه ، به نقوش نيز نگاه كند ، آيينه را در عين سادگى و صافى ، مكدّر و ملوّن و منقّش خواهد ديد . نيز هرگاه توجّه به نقوش منعكس در آيينه نماييم و توجه به صاحبان آن نقوش نكنيم ، آنچه مىبينيم ، فقط تصاويراست . و اگر صرفاً توجه به صاحبان نقش و صورتها كنيم ، توجه ما از نقوش برداشته مىشود . اگر در ضمن توجه به تصاوير ، به صاحبان تصاوير نيز توجه كنيم ، تصاوير حكايتگر صاحبان خود هستند و در ضمن اينكه باطل محض نيستند ، امّا چيزى جز حكايت از صاحبان خود ندارند . پس آيينه در عين اينكه صاف است ملوّن است ، ولى منحصر در لون خاصى نيست . همينطور حق تعالى همهء اشياست و منحصر در شىء خاص يا در حدود آن نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . ملاهادى سبزوارى ، شرح منظومه ، ص 314
( 2 ) . محمد لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 735 ( به ضميمهء متن ص 13 )
( 3 ) . همان ، ص 737 ( به ضميمهء متن ص 15 )