جسم و جوهر و عرض بشود و در اين صورت مركب از سلب و ايجاب مىشود .
جواب : مرحوم ملاصدرا و علّامه طباطبائى در جواب فرمودهاند : اينگونه صفات سلبى به سلب السّلب كه ايجاب است ، بر مىگردد و در نتيجه نه تركيب در ذات حق لازم مىآيد و نه اتصاف به صفات سلبى و نقصى .
تحليل و نقد جواب : اگر صفات سلبيه ما به ازايى ندارند ، پس كاربرد آنها چه معنايى دارد ؟ و اگر ما به ازايى دارند ، ما به ازا وجودى يا عدمى است . در صورت اوّل ، بايد مفاهيم سلبى حاكى از ما به ازاى وجودى و ثبوتى باشند . و معناى ايجابى بدهند ، نه سلبى . اگر مابهازاى مفاهيم سلبى ، امرى وجودى باشد ، در اين صورت تركيب بسيط الحقيقه از سلب و ايجاب و وجود و عدم لازم نمىآيد . در صورت دوم ، تركيب بسيط الحقيقه از وجود و عدم لازم مىآيد و نيز بسيط الحقيقه مصداق عدم مطلق خواهد بود ، زيرا هر چه متصف به صفات سلبى است ، از جهتى ممكنالوجود است و ممكن الوجودِ از يك جهت ، ممكن الوجود از جميع جهات خواهد بود ، در صورتى كه بسيط الحقيقه طارد و نافى عدم مطلق و مطلق عدم است . ضمناً بسيط الحقيقه مىتواند معانى نفسى ثبوتى و نسبى اضافى داشته باشد . و جسم از جهت جسم بودن و تحقق عينى و منشأيت ترتب اثر امرى وجودى است و بسيط الحقيقه از اين جهت حتّى متصف به جسم بودن ، گرچه در مرتبهء تنزل در كسوت جسم و سريان فعلى در جسم است ، بدون تجافى از مقام علوّ و ذات . و چون صفات فعل به اضافهء قيوميّه و استهلاك روابط محض در مستقل ، محض در انجاماند ، همهء صفات با تحليل درست و دقيق كه رايحهء نقص و تحديد بسيط را به مشام ذهن و تحليلات عقلى نرساند ، به ذات حق تعالى راجعاند .
[ نتيجه بحث : ] بداهت قاعده بسيط الحقيقه
با بررسى اشكالات قاعده و جواب آنها و نقد جوابها ، به اين نتيجه مىرسيم كه قاعدهء مذكور تصوراً و تصديقاً بديهى است و اگر درست تصور شود ، تصديق آن بديهى است ، امّا شواهدى را بر بداهت آن يادآور مىشويم :
1 - هيچ دليلى بر اينكه بسيط الحقيقه تمام اشياست نداريم ، زيرا بسيط حقيقى كه صرف وجود و حقيقت هستى و واجب الوجود بالذات است ، اگر صفاتش عين ذاتش باشند ،