اضافهء اشراقى است و بازگشت معلوليّت به تجلّى و تشأّن است ،
7 . اثبات حركت جوهريّه ،
8 . تحقيق در رابطهء ميان متغيّر و ثابت و حادث و قديم ،
9 . اثبات اتّحاد عاقل و معقول ،
10 . اثبات حدوث زمانى عالم ،
11 . اثبات نوعى وحدت كه آن را « وحدت حقّهء حقيقيّه » مىنامد ،
12 . اثبات اينكه تركيب جسم از ماده و صورت ، تركيب اتحادى است ،
13 . برهان « صدّيقين » براى اثبات واجب ،
14 . برهان خاص مبتنى بر برهان صدّيقين بر توحيد واجب ،
15 . تحقيق علم واجب به اينكه علم واجب به اشيا علم بسيط اجمالى در عين كشف تفصيلى است ،
16 . تحقيق در قاعدهء « بسيط الحقيقة كلّ الاشياء » ،
17 . اثبات اينكه نفس جسمانية الحدوث و روحانية البقا است ،
18 . تحقيق در حقيقت ابصار و ساير إدراكات حسّى ،
19 . تجرّد قوهء خيال ،
20 . اثبات اينكه « النّفس في وحدتها كلّ القوى » ،
21 . اثبات اينكه « كلّى » بهنحو تعالى است نه صِرف تجريد و انتزاع ،
22 . اثبات معاد جسمانى . « 1 »
دورهء ششم ) به رغم آنكه عقلانيّت و حكمت اسلامى - كه ايران در آن سهمى گران دارد - هنوز از استوارترين و پربارترين مواريث و جريانهاى فكرى جامعهء انسانى است ، اما امروز اين گوهر گرانبها نيازمند بازپيرايى ، بازپژوهى و سامانبخشى جدى است ، در اين نوسازى و دگرگونگرى نيازهاى عصرى ، دستآوردهاى نوين حكمت علمى جهانى و پرسشهاى نو پيدايى كه امروز تفكر اسلامى را به مصاف مىخواند و نيز چالشهايى كه فلسفه و الهيات اسلامى در گذشته با آن رو به رو بوده بايد منظور نظر نظريهپردازان و متفكّران اسلامى باشد .
هامش
( 1 ) . مرتضى ، مطهرى ، مجموعه آثار ، ج 13 ، ص 72