ديالكتيك ) ، بيش از پيش حضرت معظمله را مصمم نمود كه در راه مقصود خود گام بردارند ، لهذا از چند سال پيش ابتدا به تشكيل يك انجمن بحث و انتقاد فلسفى مركب از عدهاى از فضلا مبادرت كردند . . . اين روشى كه حضرت معظمله آغاز كردهاند يك اقدام اساسى است و فلسفه را در ايران وارد مرحلهء جديدى مىكند » . « 1 »
كما اينكه هانرى كربن نيز كه سالها در مباحثات فلسفى با علّامه طباطبائى حضور داشته در كتاب تاريخ فلسفه اسلامى جنبش فلسفى نوين ايران را مىستايد . « 2 »
در اين مقال كوتاه مجال طرح و بررسى درخور مختصّات نشاط فلسفى كنونى ميسور نيست ، ما تفصيل بحث و تكثير شواهد را به فرصتى فراخور وانهاده ، اينجا به اشارهاى اجمالى و مختصر به نمونههايى از ويژگىها و رهآوردهاى آن بسنده مىكنيم .
در گفتمان فلسفى معاصر ايران در سه زمينه دگرگونى روى داده است :
[ زمينههاى دگرگونى گفتمان فلسفى معاصر ايران ]
الف ) صورى و شكلى ؛
ب ) روشى ؛
ج ) محتوايى .
در باب تحول صورى ، از باب نمونه به تغيير ساختار و چينش مباحث مىتوان اشاره كرد ، به عكس سنّت ساختارى فلسفهء اسلامى - كه هستىشناسى مدخل آن به شمار مىرفت - براى نخستين بار در كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم بحثهاى شناختارشناسى و بررسى مسألهاى ادراكات بخش اول اثر قرار گرفته است ، « 3 » علاوه بر علّامه طباطبائى ، استاد مرتضى مطهرى در شرح مبسوط منظومه « 4 » و استاد مصباح يزدى در كتاب آموزش فلسفه « 5 » بر اين چينش تأكيد مىورزند . در بخشهاى متعدد ديگر نيز جابهجايى مباحث صورت پذيرفته و به تعبير استاد جوادى آملى حكمت صدرا توسط علّامه طباطبائى سازمانى رياضىوار پيدا كرده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 1 ، مقدمه
( 2 ) . تاريخ فلسفهء اسلامى ، ترجمهء جواد طباطبائى ، ج 2 ، ص 199
( 3 ) . نخستين مقالات اصول فلسفه عنوانهاى « پيدايش كثرت در علم » و « ادراكات اعتباريه » است
( 4 ) . شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 142 ( پاورقى ) و ص 155
( 5 ) . آموزش فلسفه ، ج 1 ، مقدمه ، تعليقهء نهاية الحكمه ، ص 40
( 6 ) . استاد مرتضى مطهرى ، در مقدمهء اصول فلسفه ، كار ملاصدرا و سازمان دستگاه فلسفهء صدرايى را بدين سان وصف مىكنند