تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
دويست مورد تجاوز نمىكرده كه فلاسفهء اسلامى آن را به هفت‌صد مبحث و مسأله افزايش داده‌اند . 3 . همهء دست‌آوردهاى بازگفته ، در دورهء پنجم نيز استمرار و تكميل يافته و اصولًا بخشى از آنها در اين دوره پديد آمده است . 4 . سهم و نقش فيلسوفان اسلامى محدود به موارد ياد شده نيست ، بلكه ابداعات و اضافات محتوايى روش‌شناختى و كاربردى صورت پذيرفته توسّط مسلمانان ، به حدّى است كه سبب تبديل هويّت معارف مهاجر گرديده است و اين تحولات را بايد در فرصتى فراخ تشريح كرد . 5 . در جريان سنّت چرخهء دورى تبادل حكمت و معرفت بين شرق و غرب ، اعصار پس از فارابى ، ابن‌سينا و ابن‌رشد ، به يمن قدرت فكرى و همت همين فيلسوفان ، دورهء صدور حكمت از مشرق به مغرب زمين قلمداد مىگردد ، ميزان آثار ترجمه شدهء حكماى اسلامى به زبان‌هاى لاتين طى اين دوره دو چندان افزون‌تر از مجموعهء آثار يونانى و اسكندرانى است كه طى قرن سوم و چهارم اسلامى به عربى برگردانيده شد . دورهء پنجم ) مبدع و مبدأ اين دوره فيلسوف سترگ ، عارف بزرگ صدرالدّين محمد قوامى شيرازى ( زادهء 980 / 1572 و در گذشتهء 1051 / 1641 ) بود . برخى به خطا ، كار او را اقتباسى خالى از ابتكار ، امّا زيركانه از حكمت مشّاء به ويژه ابن‌سينا پنداشته . « 1 » بعضى ديگر به جفا مكتب وى را توسعهء حكمت اشراق به ويژه سهروردى انگاشته‌اند ! « 2 » جمعى نيز تلاش او را تنها نوعى تلفيق ناسازگار سه حوزهء معرفتى فلسفه ، كلام و عرفان يا چهار مشرب حكمت مشّائى ، حكمت اشراقى ، كلام و عرفان قلمداد كرده‌اند . « 3 » رمز خطاى هر سه ديدگاه عدم درك صحيح ماهيّت و مختصّات حكمت صدرالمتألّهين بوده است . صدرالمتألّهين خود در مقدمهء اسفار اربعه كه بزرگ‌ترين اثر مكتوب وى و جامع‌ترين دانشنامهء فلسفى مسلمانان به شمار مىآيد . پس از اشاره به سرگذشت علمى و سلوكى خويش
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه ، مقدمه ( 2 ) . مانند حكيم جلوه رحمه الله ، ر . ك : مطهرى ، مجموعه آثار ، ج 13 ، ص 250 ( 3 ) . ماجد فخرى فلسفهء صدرا را فصلى از مكتب اشراق و در ادامهء مقابله با فلسفهء مشّاء انگاشته است ! همان كتاب ، ص 325 - 326