تاريخ و تطور آن مىپردازيم . در اين باره بايد گفت : اين بحث سابقهاى ديرينه در تاريخ كلام اسلامى دارد و از نخستين دوره ( عصر رسالت ) بحث شده است . قرآن كريم نمونههايى از عقايد تشبيه آلود مشركان عصر رسالت را در اين زمينه بازگو نموده و يادآور شده است كه :
آنان براى خداوند قائل به فرزند بودند ، فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند و معتقد به خويشاوندى جن با خدا بودند ، ولى قرآن اين سخنان را بىپايه و افترا دانسته و خداوند را از اينگونه اوصاف كه مستلزم تشبيه و تجسيم است ، منزه مىداند ، چنان كه مىفرمايد :
وَ جَعَلوا بَيْنَه وَ بَيْنَ الجِنَّةِ نَسَباً . . . سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُون ؛ « 1 » قُلْ انْ كانَ لِلرَّحمنِ وَلدٌ فأنا اوَّلُ الْعابِدِينَ ، سُبْحانَ رَبِّ السَّمواتِ وَالارضِ رَبِّ الْعَرشِ عَمَّا يَصِفُونَ ؛ « 2 » وَقالوا اتَّخَذَاللَّهُ وَلَداً سُبْحانَه بَلْ لَهُ ما فِى السَّمواتِ وَ الارضِ . . . « 3 »
چنان كه در سورهء توحيد ، همه مراتب شرك را مردود دانسته و فرموده است :
قل هو اللَّه احد . اللَّه الصمد . لم يلد و لم يولد . و لم يكن له كفواً احد .
و در جاى ديگر هرگونه مثل و مانندى را از خداوند نفى كرده و فرموده است : « ليس كمثله شىء » « 4 » .
مبارزه با تشبيه و تجسيم به قرآن كريم اختصاص ندارد ، بلكه در احاديث نبوى نيز با آن شديداً مخالفت شده است ، چنان كه حضرت رضا از پدران خود ، از رسول گرامى روايت كرده است :
هر كس خدا را به آفريدههاى او تشبيه نمايد ، خدا را نشناخته است . « 5 »
اين جمله در روايت ديگرى - كه حديث قدسى است - چنين آمده است :
ما عَرَفَنى مَن شَبَّهنى بِخَلْقى . « 6 »
در دورهء دوم ( از رحلت پيامبر تا شهادت على عليه السلام ) امام على در خطبههاى توحيدى خود ، با عقايد شركآميز بهطور عام و با تشبيه و تجسيم بهطور خاص مبارزه نمود ، چنان كه پيش
هامش
( 1 ) . صافات ( 37 ) آيه 158 - 159
( 2 ) . زخرف ( 43 ) آيه 81 - 82
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيه 116
( 4 ) . شورى ( 42 ) آيه 11
( 5 ) . توحيد ، باب 3 ، روايت 10
( 6 ) . همان ، روايت 23