محتملات عقلى و نقلى ، بلكه مُستَنَد تأويل ، محكمات است ، كه قطعاً مورد قبول عقل سليم و فطرت مستقيم مىباشد و نتيجهء آن ، جمع ميان اثبات و نفى است .
اينك به عنوان شاهد گفتار ، حديثى از امام صادق عليه السلام را درتفسير عرش خداوند يادآور مىشويم . از آن حضرت در مورد آيهء «
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
» سؤال شد . امام در پاسخ فرمود :
بِذلِكَ وَصَف نَفسَه وَ كذلك هُو مستَوْلٍ على العرش ، بايِنٌ مِن خَلقه مِن غير أن يكون العرش حاملًا له ، و لا أن يكون العرش حاوياً له ، و لا أن يكون العرش ممتازاً له و لكِنَّا نقول : هو حامل العرش و مُمْسِكُ العرش و نَقولُ مِن ذلك ما قال : وسع كرسيه السموات و الارض . فثبّتنا من الْعَرش وَالْكُرسىِّ ما ثبَّته و نفينا أنْ يكون العرش او الكرسى حاوياً و أن يكون عزّوجل محتاجاً الى مكان و الى شىءٍ ممّا خَلَق ، بل خَلْقه محتاجون اليه . « 1 »
همانگونه كه ملاحظه مىشود ، امام در پاسخ به سؤال در مورد عرش الهى به منطق اهل تفويض كه مىگويند : « علمِ اينگونه مطالب ، به خدا واگذار شده است و انسان بايد بهطور سربسته به آن ايمان آورد ، بدون آنكه كمترين آگاهى از حقيقت آن داشته باشد » ، استناد نكرده و به شرح و تأويل آن پرداختهاند و در تأويل نيز جمع ميان اثبات و نفى كرده و با توجه به محكمات ، حقيقت عرش را بيان نمودهاند و آن اينكه : آسمانها و زمين ( همهء آفرينش ) مسخَّر اراده و تدبير الهى است ، همانگونه كه عرش و كرسىِ حكومت ، مصدر و مبدأ تدبير و فرمانروايىِ حاكمان بشرى است ، ولى عرش و كرسى آنان ويژگىهايى دارد كه همگى از لوازم جسمانيت و نيازمندى آنان است ، كه عبارتند از : جسمانيت عرش ، محمول بودن حاكمان بر عرش و حامل بودن عرش ، نيازمندى آنان به عرش ، ولى اين صفات از عرش الهى نفى مىگردد ؛ عرش الهى مقامى از مقامات ربوبى است كه مبدأ و مصدر تدبير نظام آفرينش مىباشد . « 2 »
تاريخ و تطور بحث تشبيه و تنزيه
اكنون كه با موضوع بحث و نيز اقوال متكلمان و ديدگاه ائمه عليهم السلام آشنا شديم ، به بررسى
هامش
( 1 ) . توحيد ، باب الرد على الثنوية و الزنادقة ، روايت 1
( 2 ) . الميزان ، ج 14 ، ص 129