تصويرى گسترده از تفويض
روش تفويض به تقريرى كه گذشت ، ناظر به آيات متشابه و صفات خبريّه بود ، ولى برخى ، اين روش را در شكل گسترده در مورد همهء صفات جمال و كمالِ الهى ، مانند : علم ، قدرت ، حيات ، اراده ، و . . . به كار گرفته و گفتهاند : رعايت اصل تنزيه ايجاب مىكند در مورد اسما و صفات الهى سكوت اختيار كنيم و فهم معانى آنها را به خدا واگذاريم ، زيرا آنچه ما از اين مفاهيم و الفاظ مىشناسيم ، چيزى جز اوصاف ويژهء موجودات امكانى نيست ، و اطلاق آنها بر واجب الوجود ، مُوجِب از ميان رفتن مرز خالق و مخلوق مىگردد و به تشبيه و شرك مىانجامد . مرحوم شهيد مطهرى در اينباره گفته است :
بعضى از دانشمندان اسلامى معتقدند كه عُلوّ و شُموخ و برتر بودن ذات اقدس الهى از خيال و قياس و گمان و وَهْم ايجاب مىكند كه جلو پرواز مرغ انديشه را از اوّل بگيريم و راه « تنزيه » را بپوييم و گرنه ، در ورطهء خطرناك « تشبيه » خواهيم افتاد .
ذات خداوند را به هيچ مخلوقى در هيچ جهتى نمىتوان تشبيه كرد : و
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
. از طرف ديگر هر صفتى از صفات كه ما مىشناسيم ، صفت مخلوق است ، نه صفت خالق ، زيرا آن را از مخلوقى گرفتهايم ؛ پس اگر خالق را نيز متصف به آن صفت بدانيم ، به صفت مشترك ميان او و مخلوقات قائل شده و مخلوقات را با او در آن صفات شبيه و شريك ساختهايم .
افرادى كه چنين نظرى دارند ، مىگويند : اگرچه در قرآن كريم ، اسما و صفاتى براى خداوند ذكر شده است ، از قبيل عليم و قدير و غيره ، ولى ما بايد اين نامها را از معانى كه به ذهن ما مىآيد ، مجرد سازيم . معانى اين الفاظ در ذهن ما همانهاست كه از مخلوقات اقتباس شده و ذات احديت از آنهامنزَّه است . معانى واقعى آنها را خدا مىداند و بس . « 1 »
خلط مصداق به مفهوم
اشتباه روشنى كه دامنگير هواداران اين نظريه شده ، خلط مصداق به مفهوم است .
مشابهت و اشتراك ميان خالق و مخلوق - كه عقلًا و شرعاً مردود است - مربوط به مصداق
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 5 ، ص 127 - 128