خدا قديمِ منحصر به فرد است . يگانگىگونه مطلقِ وحدت است و هر شكل از تركيب را نفى مىكند ، حتى تركيب اجزايى كه از ازل بهصورت جدايىناپذير بايكديگر تركيبشده باشند .
بدينترتيب معلوم مىشود نگرشهاى مسلمانان پيرو سنّت و معتزليان دربارهء صفات و نيز براهين ايشان ، متناظر با نگرشهاى مسيحيان است . « 1 »
نقد دلايل وُلفسِن
نقد دليل نخست : نظريات مطرح شده در بين متفكران و متكلمان اسلامى در زمينهء صفات ذات الهى ، منحصر در آراى سه گانهء ياد شده نيست ، بلكه نظريهء چهارمى مطرح گرديده كه عبارت از اثبات در عين عينيت مىباشد ، كه نخست در كلمات امام على عليه السلام مطرح شد و پس از او در كلمات ديگر امامان معصوم عليهم السلام آمد و مورد قبول متكلمان اماميه و معتزله قرار گرفت . اين وجهِ تمايز ، گوياى آن است كه بحث صفات در حوزهء كلام اسلامى ، ساختار ويژهاى دارد و احتمال نفوذ آراى مسيحيان در افكار مسلمانان در مسألهء صفات ، نادرست است .
نقد دليل دوم : آنچه از كلام شهرستانى در اين باره فهميده مىشود ، خلاف تحليل ولفسن را اثبات مىكند ، زيرا وى يادآور شده است كه پيروان « و اصل » پس از مطالعهء كتب فلاسفه ، همهء صفات را به دو صفت علم و قدرت بازگردانند و « ابوالحسين » به ارجاع آنهابه صفت علم تمايل داشت . « 2 »
مفاد صريح عبارت فوق اين است كه شمار صفات در آغاز مطرح شدن نظريهء نفى صفات از جانب « و اصل » بيش از دو يا سه صفت بود و ارجاع آنها به دو صفت علم و قدرت ، در دورههاى بعد توسط پيروان او انجام گرفت . اگر به كلام ديگر وى كه آراى صفاتيه را گزارش نموده است ، استناد نماييم ، شمار صفات ازلى از صفات چهارگانهاى كه در نقل كلام واصليه آمده ، بيشتر است كه عبارتند از : علم ، قدرت ، حيات ، اراده ، سمع ، بصر ، كلام ، جلال ، اكرام ، جود ، انعام ، عزت و عظمت .
هامش
( 1 ) . وُلفسِن ، فلسفهء علم كلام ، ترجمهء احمد آرام ، فصل دوم ، ص 122 - 156 ، با تلخيص
( 2 ) . ملل و نحل ، ج 1 ، ص 46