تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مسيحيان به فرهنگ دينى و كلامى مسلمانان راه يافت ، اين است كه در قرآن كريم براى توصيف خداوند به اوصاف جمال و كمال ، از واژهء صفت استفاده نشده ، بلكه از واژهء « الاسماء الحسنى » استفاده شده است . قديم‌ترين اشاره به اصطلاح صفت و معنا در گزارشى از تعليمات « و اصل بن عطا » مىباشد . اين اصطلاح مورد قبول صفاتيه نيز قرار گرفت . دليل چهارم : آنچه موجب پيدايش عقيدهء اثبات صفات در ميان مسلمانان گرديد ، مناظرات و گفت‌وگوهاى آنان با مسيحيان در مورد تثليث ، پس از تصرف سوريه ( سال 14 هجرى ، 635 ميلادى ) توسط مسلمانان مىباشد ، چنان كه از كتاب مناظرهء مسيحى و مسلمان نوشتهء يوحناى دمشقى ( م حدود 137 هجرى / 754 ميلادى ) به دست مىآيد . وى در اين كتاب كه به صورت مناظره فرضى مسلمان و مسيحى نگاشته ، مناظره‌اى را در مورد تثليث ترسيم كرده كه در آن ، طرفِ مسيحى پس از گفت‌وگو با مسلمان ، از او مىپرسد كه نظر او دربارهء منشأ حيات و علم و قدرت به عنوان صفات خداوند چيست ؟ مسلمان پاسخ مىدهد : در عين اين كه معتقد است خداوند به صورت ازلى ، زنده ، عالم و قادر است ، اين سه خاصيت داراى واقعيت و قدمت مىباشند . آن گاه مسيحى چنين نتيجه مىگيرد كه هر چه قديم است ، خداست و در نتيجه اقانيم سه‌گانه را بايد خدا دانست ، ولى به مقتضاى برهان ، آن سه ، در حقيقت يك خدا مىباشند . مسلمان با او مخالفت مىكند و مىگويد : قرآن صريحاً نظريهء تثليث را ابطال نموده و اعتقاد به آن را كفر دانسته است . بدين‌ترتيب در جريان چنين گفت‌وگوهايى ، مسلمانان به‌تدريج اين نتيجه را پذيرفته كه حيات و علم و قدرت به عنوان خواص خدا چيزهايى واقعى هستند ، هر چند خدا بودن آنها را منكر شدند و در نتيجه آموزهء واقعيت داشتن صفات به جهان اسلام راه يافت . دليل پنجم : همان گونه كه مسيحيانِ طرفدار واقعيت‌دار بودنِ سه اقنوم ، عامل طرح نظريهء اثبات صفات در ميان مسلمانان بودند ، مسيحيان منكر واقعيت‌دار بودن دو اقنوم اخير ، عامل طرح نظريهء انكار صفات گرديدند و دلايل آنان الهام بخش معتزله بود . گواه اين مطلب آن است كه برهان معتزله بر نفى صفات ، مركب از دو جزء است : 1 - آنچه قديم است ، خداست و قِدَم خاص‌ترين وصف ذات اوست . 2 - يگانگى خدا با هر كثرت درونى در خدا ناسازگار است . ريشهء تاريخى هر دو قسمت اين برهان در « فيلُو » بود و با ميانجيگرى آباء كليسا به مسلمانان منتقل شد . وى گفته است .