نظريهء نافيان زيادت صفات بر ذات و مثبتان صفات زايد بر ذات برگزيد ، زيرا از طرفى ، در نادرستى نظريهء زيادت صفات بر ذات ، با مشايخ معتزله هم رأى بود ، و از طرف ديگر ، طرفداران زيادت صفات اشكالى را مطرح مىكردند كه وى براى پاسخگويى به آن و ملزَم نشدن به نظريه آنان ، فرضيهء « حال » را مطرح ساخت . عبدالقاهر بغدادى در اين باره كلامى دارد كه حاصل آن چنين است : صفاتيه ( طرفداران زيادت صفات بر ذات ) در مقام مناظرهء معتزله ( نافيان صفات زايد بر ذات ) به آنان مىگفتند : شكى نيست كه عالِم با جاهل تفاوتى دارد . نمىتوان گفت تفاوت مزبور علت و منشأ نمىخواهد ، زيرا در اين صورت سخن دربارهء تفاوت عالِم با جاهل لغو خواهد بود و نسبت عالم با جاهل با نسبت دو جاهل به يكديگر يكسان خواهد بود . اكنون بايد ديد مابه التفاوت چيست ؟ ذات عالِم نمىتواند باشد ، زيرا هر دو در ذات متحدند ؛ پس مابه التفاوت امرى است غير ذاتِ عالم و آن ، معنا و صفت علم است كه زايد بر ذات عالِم و قائم به اوست ، اكنون كه مابه التفاوت در مورد انسان عالم و جاهل ، معنا و صفت زايد بر ذات عالم است ، پس در مورد خداوند نيز كه عالم است ، همين مطلب جارى است و او نيز داراى معنا و صفتى زايد بر ذات و قائم به آن مىباشد و اين ، نظريهء صفاتيه است .
در اين جا گويا ابو هاشم از پاسخ به اين استدلال بازمانده و چون نظريهء زيادت صفات را نيز باطل مىدانسته ، به فرضيهء « حال » پناه برده و گفته است : مابه التفاوت عالم و جاهل ، نه ذات عالم است و نه صفت و معناى زايد بر ذات كه خود ، مصداق موجود مىباشد ، بلكه ما به التفاوت امر ديگرى است كه گرچه صفتِ عالم است ، ولى خود ، نه مصداق موجود است و نه مصداق معدوم ، و آن را « حال » ناميد .
پاسخ اشكال صفاتيه اين است كه : ما نيز معتقديم مابه التفاوت ميان عالم و جاهل ، صفت يا معناى علم است ، ولى اين كه زايد بر ذات عالم است يا عين ذات و هويت او ، مطلب ديگرى است كه با مطلب ياد شده ملازمت ندارد .
واقعيت علم و ساير صفات كمال از سنخ وجود است و وجود ، حقيقت واحدى است كه از نظر كمال و نقص مراتب گوناگون دارد . به همين جهت ، علم در برخى از مراتب ، عَرَض و زايد بر ذات است ، مانند علم حصولى و در برخى از موارد عرض است و با واقعيت عالِم ، اتحاد وجودى دارد ، مانند علم حضورى نفس انسان به حالات خود ، و در برخى مراتب
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص٣١٨