همانگونه كه متكلمان معتزلى بر اين مطلب تأكيد كردهاند - بايد گفت : نظريهء صفات قديم و زايد بر ذات ، سابقهاى ديرينه داشته و در قرنها قبل از ظهور ابوالحسن اشعرى ، در ميان مسلمانان طرفدارانى داشته است و امر جديدى كه توسط وى در اين باره رخ داد ، دفاع و جانبدارى جدّى او به شيوهء استدلال و جدل از نظريهء مزبور بود . به همين جهت ، به نام او شهرت يافت ، همان گونه كه در مورد مسائلى چون كسب و مانند آن همين جريان تكرار گرديد .
آنچه مدّعاى فوق را تأييد مىكند ، پرسشهايى است كه از ائمه معصوم عليهم السلام در زمينهء نظريهء زيادت صفات بر ذات الهى شده است . در اين پرسشها بر وجود قائلان و طرفداران نظريهء مزبور تصريح شده است كه به عنوان نمونه ، روايات سه گانهء ذيل را ياد آور مىشويم :
1 . محمد بن مسلم گويد :
امام باقر عليه السلام فرمود : مِنْ صِفةِ الْقَديمِ انَّه واحدٌ ، صَمدٌ ، أحدى المعنى ، و ليس بمعان كثيرة مختلفة ؛ از جمله صفات قديم [ خداوند ] اين است كه او واحد ، صمد و أحدى المعنى است ؛ براى او معانى [ صفات ] كثير و مختلف [ كه واقعيتهاى آنها مختلف باشد ، نه مفاهيم آنها ] نيست .
محمدبن مسلم بار ديگر به امام گفت : گروهى از مردم عراق بر اين عقيدهاند كه [ صفات الهى مختلف است و متباين ] او به غير آنچه مىشنود ، مىبيند ، و به غير آنچه مىبيند ، مىشنود .
امام فرمود :
كَذَبوا و ألحَدوا و شَبَّهوا تَعالَى اللَّه عَن ذلك ، انه سَميعٌ بصيرٌ ، يَسمع بِما يُبصر وَ يُبصر بِما يَسمع ؛
آنان دروغ گفته و راه الحاد و تشبيه را برگزيدهاند . خداوند از اين صفات ، متعالى و برتر است . او شنوا و بيناست . مىشنود به واسطهء آنچه مىبيند و مىبيند به واسطهء آنچه مىشنود [ صفات او عين ذات و عين يكديگرند ] . « 1 »
2 . ابان بن عثمان احمر گويد : از امام صادق پرسيدم : آيا خداوند از ازل شنوا ، بينا ، دانا و توانا بوده است ؟
هامش
( 1 ) . صدوق ، توحيد ، باب صفات الذات ، ص 144 ، روايت 9 . دارالمعرفه