از اهل حديث و محكّمه ( خوارج ) مىباشد . « 1 »
ابو اسحاق ابراهيم ( اسماعيل ) بن نوبخت ، مؤلف كتاب الياقوت فى علم الكلام كه از متقدمان و از متكلمان اماميه است ، پس از بحث دربارهء صفات ذات گفته است : « نظريهء صفات قديم [ و زايد بر ذات ] باطل است . » « 2 »
درك و تبيين چگونگى عينيت صفات با ذات بهگونهاى كه موجب انكار واقعيت صفات و نيز مايهء انكار كثرت مفهومى آنها نگردد ، به دقت و تأمل بسيار محتاج است . تبيين و نيز اثبات آن ، پيوسته مورد توجه فلاسفهء اسلامى بوده و ازكسانى كه در اين زمينه توفيق بيشترى داشته و بهتر از ديگران از عهدهء تبيين و اثبات آن بر آمده ، صدرالمتألهين قدس سره است . وى ، دومين موقف از الهيات اسفار را به بحث كلى دربارهء صفات بارى تعالى اختصاص داده و پس از بيان اقسام صفات و اين كه كدام قسم را مىتوان در مورد خداوند به كار برد و اطلاق كدام يك بر او صحيح نيست ، عينيت صفات با ذات را بررسى كرده است و نخست كلام فلاسفهء پيشين را نقل و نقد كرده ، آن گاه به تحقيق دربارهء آن پرداخته است . از آن رو كه بررسى جامع اين بحث ، از رسالت و گنجايش بحث كنونى بيرون است ، تنها به نقل ترجمهء قسمتى از كلام وى بسنده مىكنيم :
صفات ثبوتى را در يك تقسيم چهارگانه مىتوان چنين تقسيم كرد :
1 - صفات محسوسى كه واقعيت آنها زايد بر واقعيت موصوف است ، مانند صفت سياهى براى جسم .
2 - صفات محسوسى كه واقعيت آنها عين واقعيت موصوف است ، مانند صفت اتصال براى جسم ( صورت جسميه ) .
3 - صفات معقولى كه زايد بر واقعيت موصوف اند ، مانند صفت علم ( علم حصولى ) براى نفس انسان .
4 - صفات معقولى كه عين واقعيت موصوف خود مىباشند ، مانند صفت علم براى عقل مجرد ( علم حضورى ) .
از اين اقسام چهارگانه ، سه قسم اوّل ، براى خداوند ممكن نيست ، زيرا لازمه قسم اوّل و دوم ،
هامش
( 1 ) . اوائل المقالات ، ص 57
( 2 ) . انوار الملكوت ، ص 72 ، چ دوم ؛ كشف المراد ، مقصد 3 ، فصل 2 ، مسأله 19 ؛ قواعد المرام ، ص 101