آراى متكلمان دربارهء صفات ذات الهى
مجموع آرايى كه از متكلمان اسلامى ، نقل و يا به آنان نسبت داده مىشود ، شش نظريه است :
1 . نيابت ذات از صفات : اين نظريه به معتزله نسبت داده شده و در توضيح آن گفته شده است : گرچه ذات الهى حقيقتاً متصف به صفات نيست و صفات ، واقعيتى در ذات الهى ندارند ، ولى ذات ، آثار آنها را واجد است . عبدالقاهر بغدادى گفته است :
يكى از عقايد عمومى معتزله ، نفى صفات ازلى از خداوند است و اعتقاد به اينكه براى خداوند ، صفات ازلى چون علم ، قدرت ، حيات ، سمع و بصر ثابت نيست . « 1 »
ولى حق اين است كه نسبت ياد شده به معتزله درست نيست و چنين نظريهاى ، از عقايد عمومى آنان به شمار نمىرود . آنچه آنان نفى كردهاند ، صفات زايد بر ذات بوده است ، نه صفات ازلى بهطور مطلق . چنان كه شهرستانى گفته است :
معتزله گفتهاند : خداوند بالذات عالِم ، قادر و حىّ است ، نه اينكه علم ، قدرت و حيات ، صفات قديمه و معانى قائم به ذات خداوند باشند . « 2 »
گرچه در عبارت بغدادى ، نفى صفات ازلى بهطور مطلق آمده ، ولى آنچه از عبارت شهرستانى فهميده مىشود ، اين است كه معتزله صفات ازلى را به طور مطلق نفى نكرده ، بلكه صفات ازلى به عنوان معانى و حقايق زايد بر ذات و قائم به آن را نفى كردهاند ؛ در نتيجه آنان طرفدار عينيت صفات ازلى با ذات بودهاند ، نه نافيان آن .
گاه گفته مىشود : عبّاد بن سليمان ، بر نفى صفات ازلى بهطور مطلق تصريح كرده است ، « 3 » ولى عبارت او - چنان كه اشعرى نقل كرده است - هيچگونه صراحتى بر اين مطلب ندارد و چيزى جز نفى صفات زايد بر ذات و عينيت صفات ازلى با ذات از آن استفاده نمىشود . اينك ترجمهء عبارت وى :
خداوند داناست ، نه با دانايى و تواناست ، نه با توانايى . زنده است ، نه با زندگى . شنواست ،
هامش
( 1 ) . الفرق بين الفِرَق ، ص 114
( 2 ) . ملل و نحل ، ج 1 ، ص 44
( 3 ) . الالهيات ، ج 2 ، ص 34 و فلسفهء علم كلام ، ص 249