نه با شنوايى . خدا داناست ، اثبات نامى براى خداست كه روشنگر علم به معلوم است . خدا تواناست ، اثبات نامى براى خداست . « 1 »
شاهد بر اين كه مقصود وى از عبارت فوق ، اثبات عينيت صفات ازلى با ذات بوده ، نه انكار صفات ، اين است كه وى فرض جزئيت را مطرح كرده و آن را مردود دانسته است . « 2 » گواه ديگر بر اين مطلب اين است كه شيخ مفيد پس از آن كه نظريهء اماميه در مورد عينيت صفات با ذات را بيان كرده ، ياد آور شده است كه اكثر معتزله ، قائل به همين نظريهاند ، جز ابوهاشم جُبايى كه نظريهء حال را ابداع كرده است . « 3 » از اين گفتار به روشنى فهميده مىشود كه جز ابوهاشم - كه معتقد به نظريهء حال است - ديگر معتزله طرفدار نظريه عينيت صفات با ذات اند .
مؤلفان تاريخ فلسفه در جهان اسلامى نيز بر اين مطلب كه مقصود معتزله ، نفى صفات بهطور مطلق نيست ، بلكه نفى صفات زايد بر ذات است ، تصريح كردهاند . « 4 »
از جمله معتزليان كه بر عينيت صفات با ذات تصريح كرده ، ابوالهذيل علّاف ( م ، 235 ه ) است .
شهرستانى كلام وى را چنين نقل كرده است :
خداوند عالم است و صفت علم ، عين ذات اوست . قادر است و صفت قدرت ، عين ذات اوست .
حىّ است و صفت حيات ، عين ذات اوست . « 5 »
2 . عينيت صفات با ذات : علاوه بر معتزله كه قائل به عينيت صفات ازلى با ذات بودهاند ، اماميه و اكثر مرجئه و زيديه و گروهى از اهل حديث و خوارج نيز همين نظريه را برگزيدهاند ، چنان كه شيخ مفيد پس از بيان نظريهء خود دربارهء صفات ازلى خداوند و اين كه آنها عين ذاتند ، گفته است :
اين نظريه مورد قبول همهء اماميه و معتزله - جز ابوهاشم - و اكثر مرجئه و زيديه و گروهى
هامش
( 1 ) . مقالات الاسلاميين ، ترجمهء دكتر محسن مؤيدى ، ص 86
( 2 ) . همان
( 3 ) . اوائل المقالات ، ص 57
( 4 ) . تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء عبدالمحمد آيتى ، ج 1 ، ص 119
( 5 ) . ملل و نحل ، ج 1 ، ص 49 - 50