[ گفتارى از على ربانى گلپايگانى ]
صفات خداوند در كلام اسلامى
على ربانى گلپايگانى
صفات خداوند ، از بحثانگيزترين مسائل كلامى ، در تاريخ عقايد و كلام به شمار مىرود و محور عمدهء پيدايش مذاهب و فرقههاى كلامى را تشكيل مىدهد . پارهاى از بحثها و مجادلههاى كلامىِ مربوط به صفات الهى ، راجع به صفات ذات و برخى دربارهء صفات فعل و برخى اعم از آن دو مىباشد . از اين بحثها ، دو بحث اهمّيت بسيارى دارد : يكى بحث دربارهء واقعيت صفات و ديگرى بحث دربارهء معنا و مفهوم صفات خداوند . در اين رساله به بررسى اين دو مسأله مىپردازيم :
الف ) وجودشناسى صفات خداوند
اين بحث از آن جا آغاز مىگردد كه در قرآن كريم ، صفاتى مانند علم ، قدرت ، حيات ، اراده ، سمع و بصر ، براى خداوند اثبات شده است . اين آيات ، منشأ طرح اين بحث گرديده كه نحوهء اتصاف ذات الهى به صفات ياد شده ، چگونه است ؟ آيا عين ذات الهىاند يا زايد بر ذات ؟
قديماند يا حادث ؟ و يا آنكه صفات ياد شده ، واقعيتى نداشته و نامهايى بيش نيستند ، هر چند ذات الهى آثار آنها را دارد . در اين باره از طرف متكلمان اسلامى آراى مختلفى ابراز گرديده است . نخست با اين آرا آشنا مىشويم ، آن گاه به بررسى تطور تاريخى و انگيزه و علل طرح آن مىپردازيم .