به عقيده علّامه انكار بدا مانند انكار نسخ از سوى يهوديان است و آنها همانگونه كه نسخ را در تشريع نمىپذيرند ، بدا را در تكوين قبول ندارند . « 1 » ايشان در ذيل آيهء 64 سورهء مائده در اين باره مىفرمايد :
ملت و دين يهود ، نسخ در احكام دين را جايز نمىدانسته و لذا به نسخ تورات به هيچ وجه رضا نمىداد و زير بار اين حرف كه تورات به وسيلهء انجيل نسخ شود نمىرفت . و يكى از اعتراضات و نقاط ضعفى را هم كه در دين اسلام مىديدند و به رخ مسلمانان مىكشيدند ، اين بود كه مىگفتند : شما مسلمانان پيرو كتابى هستيد كه بعضى از آياتش ، بعض ديگر را نسخ مىكند . و نيز از همين جهت بدا را هم براى خداى تعالى در امور تكوينى جايز نمىدانستند و هم آن را يكى ديگر از نقاط ضعف اسلام و قرآن مىدانستند ، چون از بعضى از آيات قرآن ، بدا استفاده مىشود . « 2 »
هدف اصلى از نقل اين مطالب از الميزان ، آن است كه ثابت شود مرحوم علّامه ، بدا را يكى از معارف عميق قرآنى و حديثى مىداند كه هم در آيات متعدد قرآن و هم در روايات فراوان بر آن تأكيد شده و اگر مخالفتى در اين باب است ، از سوى يهوديان است كه علاوه بر اينكه به معناى دقيق بدا پى نبردهاند ، عداوت و دشمنى با اسلام و قرآن موجب شده است اين حقيقت را منكر شوند . اما مخالفت عامّه با اين مسأله از آنجا ناشى مىشود كه آنان به حقيقت بدا در نزد اماميه ، به خوبى آگاهى پيدا نكردهاند و گرنه محال بود در پارهاى از كتابهاى خويش ، شيعه را به سبب چنين اعتقادى ، مورد شديدترين انتقادها و حملهها قرار دهند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 413
( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 44 - 45