قوه مدركه و قوهء محركه است . » « 1 »
ايمان موجد حيات نوين :
ورود در ساحت ايمان سبب ايجاد واقعيت جديدى در نفس انسان مىگردد به گونهاى كه گويى حيات جديدى يافته است و واقعاً نيز چنين حيات نوينى مىيابد . خلاصه ايمان سبب يك تحول تكوينى و ساختارى در نفس مىگردد . اين تعين جديد نفسانى مىتواند همانند يك نور راهگشاى شخص به سوى حقيقت غايى هستى ؛ يعنى خداوند متعال باشد . « 2 »
متعلق ايمان چيست ؟
ايمان به چه چيزى تعلق مىگيرد ؟ در پاسخ بايد گفت : متعلَّق ايمان تمام حقايق دينى است . « 3 » حقايقى دربارهء خداوند ، روز جزا ، پيامبران و احكامى كه پيامبران آوردهاند . « 4 »
مراتب ايمان [ و ارتباط آن با شدت و ضعف تعلق قلبى و تسليم شدگى و التزام عملى ]
ايمان داراى مراتب است . مراتب ايمان مربوط مىشود به شدت و ضعف تعلق قلبى و تسليم شدگى و التزام عملى مترتب بر آنها . « 5 »
اراده ، اختيار و ايمان
ايمان صرفاً از جنس علم نيست و صرفاً امرى معرفتى نمىباشد ، بلكه عنصر اراده نيز در آن دخيل است . « 6 » انسان از طريق دخالت اراده ، ايمان مىآورد . بدين معنا كه اراده نيز ، در كنار معرفت در امر ايمان آورى مؤثر است . از طرف ديگر بايد گفت : انسان در امر ايمان يا كفر مختار است « 7 » و اساساً ايمان اضطرارى و يا اجبارى به درد نمىخورد و سودى ندارد . ايمان هنگامى آثار خود را آشكار مىكند كه از روى اختيار باشد . « 8 »
هامش
( 1 ) . عبدالكريم سروش ، اوصاف پارسايان ، ص 174 - 176
( 2 ) . الميزان ، ج 7 ، ص 516 - 517 و ج 15 ، ص 174
( 3 ) . همان ، ج 15 ، ص 9
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 417
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 418 و ج 3 ، ص 358
( 6 ) . همان ، ج 13 ، ص 514 . و اوصاف پارسايان ، ص 172 - 174
( 7 ) . الميزان ، ج 13 ، ص 514
( 8 ) . همان ، ج 13 ، ص 564 و ج 7 ، ص 591