از نظر علّامه امور اخلاقى ( مثبت و منفى ) به انسان الهام شده و به تعبيرى آگاهى از آنها از خصوصيات خلقت آدمى است . « 1 » انسان موجودى است كه فطرتاً مجهز به ملكات و اصول اخلاقى است . « 2 » از نظر علّامه اخلاق جمع خلق است و خلق به يك صورت ادراكى مىگوييم كه در درون انسان جاىگير شده و در هر موقع مناسب ، در درون انسان جلوه كرده و او را به ارادهء عمل وادار مىنمايد . « 3 » به بيان ديگر ، خلق ملكهاى نفسانى است كه اگر افعال بدنى ، مطابق اقتضاى آن ملكه بخواهد از آدمى سر زند ، آسان سر مىزند ، خواه آن فعل از فضايل باشد يا از رذايل . « 4 »
جنبه جامعهشناسى : در اين مقام نظر علّامه به تأثير اخلاقى در جامعه است . ايشان مىنويسد : « قوانين عملى ( جامعه ) در گرو و بر عهدهء اخلاق است . چون كه اخلاق در سرّ و آشكار و خلوت و جلوت ، وظيفه و كار خود را خيلى بهتر از يك پليس مراقب و يا هر نيروى ديگرى كه در حفظ نظم كوشش كند ، انجام مىدهد . » « 5 »
بر اين اساس علّامه اخلاق را حافظ نظم و انتظام جامعه قلمداد مىكند .
مكاتب سه گانهء اخلاقى
علّامه طباطبائى در تفسير شريف خود به طرح سه مكتب اخلاقى پرداخته و تفاوتهاى آنها را بيان داشتهاند .
در اينجا به معرفى اجمالى اين سه مكتب مىپردازيم . نخستين مكتب « مكتب يونانى » است . اين مكتب همان مكتب ارسطويى بوده و مبتنى بر نظريهء حد وسط است . غايت اين مكتب به دست آوردن منافع و آثار دنيوى و آرامش روانى و عزت اجتماعى است . موتور محرك اين نوع اخلاق ، علاقه به آثار دنيوى و ستايش اجتماعى و . . . است . روش تربيتى اين مكتب نيز روش درمانى رذايل اخلاقى است . دومين مكتب ، « مكتب دينى عام » است . غايت اين مكتب اخلاقى ، سعادت اخروى و استفاده از تمتعات اخروى ، موتور محرك آن علاقهء به
هامش
( 1 ) . الميزان في تفسير القرآن ، ج 20 ، ص 298
( 2 ) . همان ، ج 19 ، ص 270 - 271 و ج 1 ، ص 379
( 3 ) . بررسىهاى اسلامى ، ص 83 - 84
( 4 ) . الميزان في تفسير القرآن ، ج 19 ، ص 369
( 5 ) . مجموعه رسائل ، ص 333