مدلول خود محكم و استوار باشد و معناى مراد آن به غير مراد اشتباه نيفتد و متشابه بر خلاف آن است . بايد به محكمات ايمان آورده و عمل كرد ، ولى به متشابهات فقط بايد ايمان آورد و از عمل به آنها خوددارى كرد .
تأويل قرآن حقيقت يا حقايقى است كه در « ام الكتاب » پيش خداست و از مختصات غيب است . ( يعنى مرتبهاى برتر و غير مادى از هستى كه قرآن نمود آن است . ) در ميان آيات احكام قرآنى ، آياتى هستند كه پس از نزول جاى آيات الاحكام قبلى را گرفته و به زمان اعتبار حكمِ قبلىِ منزَل خاتمه دادهاند ، اين آيات ناسخ بوده و آيات قبلى منسوخ مىباشند .
اساساً نسخ در قرآن يعنى انتهاى زمان اعتبار حكم منسوخ و اين به سبب ماهيت مصلحتى بودن و مقيد و موقتى بودن برخى از احكام الآيات است . قرآن ويژگى جرى و انطباق را نيز دارد . و رمز جاودانگى قرآن نيز به واسطهء همين وصف آن است . بدين معنا كه قرآن كتابى است همگانى و هميشگى كه در غايب مانند حاضر جارى است و به آينده و گذشته مانند حال ، منطبق مىشود . تفسير الفاظ و عبارت قرآن و قرائت و ضبط و حفظ آن از زمان خود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شروع شده است . پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله تفسير در ميان مسلمين ادامه يافت . اين مفسّرين براساس روش تفسير به طبقاتى تقسيم مىشوند : مفسرين اهل سنت در شش طبقه و مفسّرين شيعه در سه طبقه قرار مىگيرند . كلًا تفسير ، از سه روش بيرون نيست ؛ يا با تكيه بر مقدّمات علمى و غيرعلمى خود صورت مىگيرد ، يا به كمك روايات و يا به كمك آيات ديگر و حتىالامكان از روايات از آنجا كه قرآن خود را نور و روشن كننده و بيان كنندهء همه چيز معرفى مىكند ، پس چنين چيزى در روشن شدن خود نبايد نيازمند غير باشد . بنابراين ، تنها روش سوم صحيح است . بايد افزود در تفسير قرآن اقوال قطعىالصدور پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام نيز حجيّت دارند . ريشهء قرآن كريم را مىبايد در پديدهء ماوراءالطبيعى « وحى » جستوجو كرد . قرآن مجيد به لفظ ، خودِ سخن خدا است كه به وسيلهء يكى از ملائكه در طى 23 سال بر پيغمبر نازل شده است . وحى يك نوع تكلم غيرمادى است كه از راه حس و تفكر عقلى درك نمىشود ، بلكه با درك و شعور ديگرى انجام مىگيرد .
دو نظر ديگر نيز در توجيه وحى نبوى مطرح شده است . برخى مىگويند : نبى اكرم صلى الله عليه و آله يك نابغهء اجتماعى ، با روحى پاك و همتى بلند و وجدانى بيدار بود و آنچه از خود او جوشيده و بدان نايل شده ، وحى و سخن خدا تلقى كرده است . نظر دوم اينكه مىگويند : پيامبر فرد
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص٢٦٥