وعدالت اجتماعى را تضمين مىنمايد . « 1 » دوم اينكه دين حافظ و نگهدارنده و ضامن اخلاق فاضله در جامعه و علت اصلى و اساسى جلوگيرى از هوا و هوسهاى انسانى است و مانع از هم پاشيدن شيرازهء جامعه است . « 2 »
تعريف دين
توصيف علّامه از دين بهطور عام چنين است : « دين مجموعه اعتقاد در حقيقت جهان و انسان و مقرّرات متناسب با آنكه در مسير زندگى مورد عمل قرار مىگيرد . » « 3 » يا « دين سنتى اجتماعى است كه انسان در زندگى اجتماعيش بر طبق آن سير مىكند ، براساس اعتقاد در حقيقت هستى عالم و هستى انسان . » « 4 »
بنياد و اساس دين
دين مبتنى بر دستگاه واقعى آفرينش ، شكل گرفته و تحقق يافته است . آنچه در دين مورد پذيرش و عمل واقع مىشود نه آنكه مقتضاى عواطف و خواستههاى مردم باشد ، بلكه نفع و ضرر حقيقى انسان است . « 5 »
وحى شعورى متمايز از تفكر و تعقل متعارف
شعورى كه اصل دين را از دستگاه آفرينش اخذ مىكند ، سخنى است كه غير از شعور متعارف انسانى است و ماهيت آن مجهول مىباشد و آن را با عنوان « وحى » مىنامند .
ارتباطى واقعى بين محتويات دعوت دينى از معارف و اخلاق و قوانين وجود دارد كه تنها از طريق شعور وحيانى قابل درك است . نه عقول و افكار معمولى بشرى . انبيا اين روابط مرموز را درك كرده و به زبان ما و با استفاده از روابط فكرى ما ، بيان داشتهاند . « 6 »
هامش
( 1 ) . مجموعه رسائل ، ص 32 - 33
( 2 ) . همان ، ص 334
( 3 ) . شيعه در اسلام ، ص 20 - 25
( 4 ) . الميزان في تفسير القرآن ، ج 15 ، ص 7 و بررسىهاى اسلامى ، ص 35 - 36
( 5 ) . بررسىهاى اسلامى ، ص 36 - 37
( 6 ) . مجموعه رسائل ، ص 33 - 34 ، 46