قوانين ثابت و متغير
دين اسلام واجد دو دسته از قوانين است : قوانين ثابت كه در آن طبيعت انسانى اعم از شهرى ، بيابانى ، زرد ، سفيد و . . . در نظر گرفته شده است . به بيان ديگر ، در اين نوع قوانين اوصاف مشترك و جاودانى انسان و انسانيت مورد لحاظ است و قوانين متغيّر يعنى مقرّراتى كه قابل تغيير است و به حسب مصالح مختلف زمانها و مكانها اختلاف پيدا مىكند . اين مقرّرات بهعنوان آثار ولايت عامه ، منوط به نظر نبى اسلام و جانشينان و منصوبين از طرف اوست ، كه در شعاع مقرّرات ثابت دينى و به حسب مصلحت وقت و مكان ، آن را تشخيص داده و اجرا مىنمايند . البته اينگونه مقرّرات به حسب اصطلاح دين ، احكام و شرايع آسمانى محسوب نمىشود و دين ناميده نشده است . « 1 »
مغشوش شدن چهرهء دين و انحراف آن در تاريخ توسط مسيحيان
علّامه عوامل مغشوش شدن و انحراف دين در تاريخ و حتى افول دين را در دنياى معاصر حاصل دو انحراف در مسيحيت مىدادند نخست انحراف نظرى و دوم انحراف عملى . در باب عامل اول بايد گفت : مسيحيان تحت تأثير بت پرستان سابق برخود و غلبهء روحيه و تفكر بت پرستى ، قائل به حلول خداوند در مسيح عليه السلام شدند . علاوه بر اين حلول را به دستگاه كليسا تطبيق داده و خود را بهجاى مسيح فرض كردند و خود را فرمانرواى على الاطلاق معرفى كردند و حتى علاوه بر اينها با امثال « عشاء ربانى » ، خون و گوشت مسيح ( واقعيت الوهيت ) را به همه كس حلول دادند . اين چنين معاملهاى با مقام الوهيت چيزى جز مادى ساختن آن نيست . اين چنين تفكرى عامل تشديد تفكر مادى مىگردد و سبب مىگردد كه هر معنويتى و هر امر معنوى با ماديات و امور مادى توجيه شود . به علاوه يك باور كاملًا غير عقلانى و غير منطقى محسوب مىشود .
در باب عامل دوم بايد گفت : كليسا با قدرت غير قابل معارضهاى كه كسب كرده بود ، اناجيل را محدود ساخت و عقايد و افكار را كنترل نمود و بحث آزاد را در تعاليم دينى
هامش
( 1 ) . فرازهايى از اسلام ، ص 69 - 78 ، 112 ، 122 - 123