ممنوع كرد . محكمهء تفتيش عقايد ، قرنها در مال و جان مردم با يك استبداد عجيبى حكومت نمود و در اثر احكام غير قابل نقض و واجب الاجراى كليسا ، خون ميليونها انسان هدر رفت .
در سايهء اين دو عامل بود كه پس از افول قدرت كليسا ، دين چهرهء واقعى خود را نزد اذهان انسانها از دست داد . از نظر مردم دين عبارت شد از يك رژيم مادى مبهم كه به نفع يك عده قوى پنجه و به ضرر يك عده محروم و زير دست ، حكومت مىنمايد ، يا دين يعنى يك سلسله عقايد غير مفهوم كه با هيچ منطقى قابل توجيه نمىباشد و . . . و بدينترتيب بود كه زمينهء افول دين در انديشه و عمل انسانها فراهم شد . « 1 »
اخلاقشناسى
در مبحث اخلاقشناسى ، نخست به ابعاد اخلاق و آنگاه به مسائل و مباحث ديگر در باب اخلاق اشاره مىشود .
ابعاد اخلاق
جنبهء معرفتشناسى : از جهت معرفتشناسى اخلاق مجموعهاى از مفاهيم اعتبارى عملى و تعابير مركب از اين نوع مفاهيم مىباشد . « 2 »
جنبهء هستىشناسى : نظام انسانى به توسط يك نظام اعتبارى حفظ مىشود . اين نظام اعتبارى نيز به نوبهء خود مبتنى بر نظام حقيقى است . به بيان ديگر ، باطن نظام اعتبارى ، يك نظام طبيعى عينى است كه قائم بدان است . « 3 » نظام اخلاقى انسانها يك نظام اعتبارى است و چون مبتنى بر نظامى عينى و حقيقى است . بنابراين ، مىتوان گفت وامدار و متكى بر مراتب عالى وجودى است . و نتيجهء ديگر اينكه بر اين اساس بايد پذيرفت كه از نوعى عينيت و تحقق در مراتب عالى هستى برخوردار است .
جنبهء روانشناختى : در جنبهء روانشناختى ، نظر به « فطرى بودن امور اخلاقى » يا حس اخلاقى از يك طرف و از طرف ديگر نظر به مسأله « خلقيات يا ملكات نفسانى » مىباشد .
هامش
( 1 ) . رسالت تشيع در دنياى امروز ، ص 55 - 60
( 2 ) . علّامه طباطبائى ، اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 2 ، ص 194 - 195 ، 197
( 3 ) . علّامه طباطبائى ، ولايت نامه ، ترجمه همايون همتى ، ص 30