يك سلسله عقايد ، اخلاق و عبادات » است . « 1 » مىتوان از جهت معرفتشناسى دين را مجموعهاى از مفاهيم و گزارهها و تعابيرى دانست كه در خصوص عقايد ، اخلاق و احكام مىباشد ومحتواى كتاب را تشكيل مىدهند .
2 ) جنبهء هستىشناسى : محتوايى كه دين از آن برخوردار است و در قالب كتاب مقدس تحقق يافته است ، داراى حقيقتى عينى است كه مرتبهاى متعالى از هستى را اشغال نموده است و غير از وجود لفظى ، از وجود عينى خارجى نيز برخوردار است . تعبير دينى اين واقعيت عينى عبارت از « ام الكتاب » ، « لوح محفوظ » و « كتاب حكيم » است . « 2 » از بيانات علّامه چنين استنباط مىشود كه اين موجود حقيقتى نسبت به مادون خود و جهان طبيعت داراى ترتب على و معلولى است . « 3 »
3 ) جنبه روانشناسى : جنبهء روانشناسى دين مربوط به دو عنصر « ايمان » و « فطرت » است .
عناصرى كه در ذيل مفهوم ايمان واقع مىشوند عبارتند از : 1 - علم و ادراك ، 2 - تعلق قلبى و تسليم شدگى ، 3 - ملكات نفسانى يا اخلاق ، 4 - التزام عملى يا عمل . « 4 »
گوهر و حقيقت ايمان همانا تعلق قلبى و خضوع و تسليم شدگى در برابر خداوند است . « 5 »
در باب فطرت نيز بايد گفت ريشه گرايش به دين را بايد در فطرت جست . « 6 » فطرت همانا آفرينش ويژهء انسان است . يكى از اوصاف انسان ، خلقت ويژهء انسان است كه او را به سوى مبدأ و منشأ كمالات و نيكىها فرا مىخواند .
4 ) جنبهء اجتماعى : نخست اينكه دين داراى يك روش حكومت اجتماعى خاصى است كه با روش استبداد ( حاكميت ارادهء گزافى يك نفر ) و روش حكومت اجتماعى ( حاكميت قانون متعارف به دست يك يا چند نفر ) متعارف است . در روش حكومت دينى ارادهء تشريعى خداى جهان در مردم به دست همه مردم حكومت كرده و اصل توحيد و اخلاق فاصله
هامش
( 1 ) . بررسىهاى اسلامى ، ص 35 - 36
( 2 ) . الميزان في تفسير القرآن ، ج 2 ، ص 17 ؛ ج 3 ، ص 54 و ج 12 ، ص 69
( 3 ) . علّامه طباطبائى ، رسائل توحيدى ، ترجمهء على شيروانى هرندى ، ص 177 - 179
( 4 ) . الميزان في تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 45 ؛ ج 5 ، ص 206 ؛ ج 11 ، ص 155 ، 354 ؛ ج 15 ، ص 6 ؛ ج 16 ، ص 263 و ج 18 ، ص 259 - 261
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 258 و ج 11 ، ص 276
( 6 ) . همان ، ج 16 ، ص 178 ، 179 و فرازهايى از اسلام ، ص 329