عرفانى و معنوى و حتى علمى اقليت شيعه نيز به سبب تأثير چنين اكثريتى در اجتماع ، تحت الشعاع مشى و روش اهل سنّت قرار گرفت و عرفان شيعى نيز به رنگ طريقت اهل تسنّن درآمد . « 1 »
لازم به ذكر است كه در قرون اخير يعنى از قرن دهم هجرى به اين طرف عرفان شيعه به تدريج به سرچشمههاى اصيل خود بازگشت و در مشى عرفانى ، خود را تابع محض اهل بيت عليهم السلام قرار داد . « 2 »
تقسيم بندى سالكان و مجاهدان با نفس
بهطور كلى سالكان بر دو دستهاند : 1 - آنان كه براى اغراض مادى و . . . به دنبال آثار غريب نفس هستند .
2 - آنان كه به دنبال حقيقت نفس هستند .
همين دستهء اخير نيز بر دو دسته تقسيم مىشوند : افرادى كه علت سير و سلوك آنان علاقه به خود نفس است و به اين علم علاقه دارند و افرادى كه معرفة النفس را وسيلهء معرفت به پروردگار قرار دادهاند . « 3 »
تفاوت عرفان اسلامى با عرفانهاى غير اسلامى
1 ) در عين حال كه عرفان برآمده از اسلام و خود اسلام و نيز عرفانهاى اديان ديگر ، مانند عرفان و دين هندى و غيره جز يك توحيد دقيق و بسيار عميق مقصدى ندارند ، ليكن قالبهاى بيانى اسلام با آنها متفاوت است . بيانات اسلام نسبت به مطالب عالى عرفانى از سنجيدگى ، نزاكت و دقت خاصى برخوردار است ، بهگونهاى كه سبب پرده درى و بىپردگى ، كه خود موجب سوء فهم و انحراف در افهام عامه مىگردد ، نمىباشد . خلاصه زبان اسلام زبان نرم و مطبوع است و از بىباكى و دريدگى دورى مىگزيند . ليكن زبان عرفانهاى ديگر ، مانند عرفان هندى كه در كتبى مانند كتاب مقدس « ودا » و غيره بيان شده است و يا بيان
هامش
( 1 ) . رسالت تشيع در دنياى امروز ، ص 102
( 2 ) . علوم اسلامى ( بخش عرفان ) ، مرتضى مطهرى ، ص 123
( 3 ) . الميزان ، ج 6 ، ص 192 ، 194