تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
الهى خود دارد و در عين حال هم به مردم آزادى كامل در فكر داده است . بازگشت مطلب به اين است كه بر مسلمان‌ها لازم است در زمينهء حقايق دينى به فكر بپردازند و در فهم معارف آن كوشش كنند ، ولى تفكر و كوشش آنها بايد به‌طور دسته جمعى و با ارتباط با يك‌ديگر باشد و اگر در يك قسمت از معارف و حقايق دينى برايشان شبهه‌اى پيدا شد ، يا مطلبى مخالف با اين حقايق در نظرشان جلوه كرد ، بايد مطلب را با تدبر در يك بحث دسته جمعى بر كتاب ( قرآن ) عرضه كرد و اگر بدين‌ترتيب هم درد ، دوا نشد ، مطلب را بر پيغمبر يا كسى كه جانشين پيغمبر است عرضه كنند تا شبهه از بين برود و يا چنان كه آن مطلب به راستى باطل باشد ، بطلانش واضح گردد . آزادى فكر و عقيده به اين ترتيب كه ما بيان كرديم ، غير از اين است كه هر كسى ، مردم را به نظر و عقيدهء خود دعوت كند و آن را پيش از آن‌كه در معرض تجزيه و تحليل قرار دهد ، بين مردم منتشر سازد ، زيرا چنين كارى منجر به اختلاف مىشود و اختلاف مردم ، اساس يك مجتمع پايدار را فاسد مىسازد . اين بهترين راهى است كه با حفظ زندگى شخصى ، اجتماع درهاى ارتقاى فكرى را به روى مردم مىگشايد و اين كار مهم اجتماعى را با تدبير خاصى انجام مىدهد . ساحت حق و دين صحيح منزه از آن است كه راضى شود و يا به‌طور قانونى از آن تأييد كند كه عقيده را بر مردم تحميل كنند و دل‌ها را قفل و مهر بزنند و با توسل به قهر و زور و تازيانه و شمشير يا تكفير و دورى گزيدن و ترك معاشرت ، غريزهء تفكر را در آدمى بكشند . اين يك خصلت مسيحىگرىِ غيراصيل است . تاريخ كليسا پر است از گفتارها و رفتارهاى تحكم‌آميزى كه در اين زمينه انجام شده است . كارهايى كه حتى در شنيع‌ترين و قساوت بارترين اعمالى كه به دست زور گويان و ديكتاتورها انجام يافته ، ديده نشده است . « 1 »

اكثريت و حق

خلاصهء نظر علّامه اين است كه انسان اساساً تابع واقعيت و حق است و مىتوان اين نكته را دريافت كه بين انسان و تبعيت از اكثريت ضرورتى وجود ندارد . تمايل عمدهء انسان به پيروى از حق است . و حتى زمانى كه به نظر مىرسد از اكثريت تبعيت مىكند ، در واقع از
هامش
( 1 ) . فرازهايى از اسلام ، ص 39 - 41 و مجموعه رسائل ، ص 378 - 380
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 249 | مؤسسه بوستان كتاب قم