آن جا كه حق را در قول اكثريت يافته است از آنها پيروى مىكند . نيز بايد افزود كه بين رأى اكثريت و حق رابطهاى ضرورى و قطعى بر قرار نيست بهگونهاى كه هر رأى اكثريت ضرورتاً حق بودن آن را لازم آورد و مطابق با واقع باشد . « 1 »
عرفانشناسى
علّامه و عرفان
علّامه طباطبائى از نظر عرفان علمى ( نظرى ) و عرفان عملى در درجهء بسيار ممتازى قرار داشتند . كتابهاى تمهيد القواعد ابنتركه و فتوحات مكيه محى الدين عربى و شرح فصوص الحكم قيصرى را به دقت خوانده و هضم كرده بودند . علاوه بر اين زير نظر استاد بزرگى مانند حاج ميرزا على آقاى قاضى به سير و سلوك پرداخته بودند . علّامه كتاب خاصى در مورد عرفان ندارد . رسالهاى با عنوان « رسالهء لب اللباب » كه در آداب سير و سلوك است ، حاوى مضمون آرا و تعليمات ايشان مىباشد و از طرف يكى از شاگردان ايشان تدوين و چاپ شده است . علّامه مباحث عرفانى را در جاى جاى آثار متعدد خود ، به اجمال يا به تفصيل مورد اشاره قرار دادهاست با توجه به اين متون ، برخى از آراى عرفان شناختى ايشان به قرار زير است :
راههاى كشف حقيقت :
نخستين گام در عرفانشناسى روشن شدن اين مسأله است كه آيا انسان ابزار و استعدادى دارد كه حقايق عرفانى را براى او مكشوف سازد و چنين امكانى براى او فراهم آورد ؟ در پاسخ به اين پرسش علّامه با اشاره به راههاى كشف حقيقت اين امكان را مىپذيرد . ايشان معتقدند راههاى كشف حقيقت از سه طريق كلى است :
1 ) راه عقلى به معناى مسائل و مقدمات بديهى يا مبتنى بر بديهيات ؛
2 ) راه تصفيه نفس يا ولايت و كشف و شهود ؛
3 ) ظواهر دينى يا امر و نهىهاى دينى يا ارشاد مولوى . « 2 »
وجود حقيقى كمالات باطنى و مقامات معنوى براى انسان
كمالات معنوى و مقامات معنوى انسان يك رشته واقعيتهاى حقيقى بيرون از واقعيت
هامش
( 1 ) . مجموعه رسائل ، ص 317 - 318
( 2 ) . الميزان في تفسير القرآن ، ج 5 ، ص 254 - 271 . و علّامه طباطبائى ، رسالت تشيع در دنياى امروز ، ص 39 به بعد