مسلمين و وحدت امّت اسلامى .
10 ) دو نوع حكومت ثابت و متغير در اسلام ، منشأ قانونگذارى براى ادارهء جامعهء اسلامى است .
11 ) گرچه علاقه به وطن و ملّيت ، امرى طبيعى است ، اما اين دلبستگى هرگز نبايد موجب تحقير ، استعمار و استثمار ساير ملل گردد ، بلكه نسبت به اصلاح و نجات آنها بايد احساس مسؤوليت نمود ، زيرا مرز ملّت اسلام با ساير ملّتها ، عقيده و ايمان است .
برخى از مباحث فلسفهء اجتماعى و سياسى از ديدگاه علّامه
ماهيت جامعه
علّامه جامعه را داراى يك شخصيت واحد و حقيقتى داراى خواص و آثار مىداند . « 1 » بدين معنا كه جامعه ، خود يك روح واحد و مستقلى است كه واجد شعور و تفكر خاصى مىباشد . در اين حالت جامعه يك مركب حقيقى ويژهاى است ، ولى تركيب جامعه تركيب مواد و ابدان انسانها نيست ، بلكه تركيب روحها و انديشهها و عاطفهها و خواستها و ارادهها و بالأخره تركيب فرهنگى ، نه تركيب تنها و آدمها . « 2 »
اصالت فرد يا جامعه
حداقل سه معنا از اصالت متصور است : اصالت به معناى حقوقى ( اولويت و تقدم حقوق و مصالح ) ، اصالت به معناى روانشناختى - اجتماعى ( تأثير و نفوذ عميق و همه جانبه ) ، اصالت به معناى فلسفى ( وجود حقيقى داشتن ) . « 3 » آنچه در اين مبحث مورد توجه مىباشد بهطور عمده معناى سوم اصالت است . در اين مقام بايد گفت هم جامعه امرى عينى و داراى خواص و آثار است و هم فرد حقيقتى عينى و داراى خواص و آثار مىباشد . بر اين اساس ، هم فرد اصيل است و هم جامعه . اين نظريه از آن جهت كه وجود اجزاى جامعه ( افراد ) را در
هامش
( 1 ) . مجموعه رسائل ، ص 299 الى 304 ، 323 ؛ الميزان فى تفسير القرآن ، اعراف : ذيل آيهء 34 ، جاثيه ، ذيل آيهء 28 ، انعام ، ذيلآيهء 108 ، غافر ، ذيل آيهء 55 ، آل عمران ، ذيل آيهء 113 و . .
( 2 ) . مرتضى مطهرى ، جامعه و تاريخ ، ص 26 - 27
( 3 ) . مصباح يزدى ، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن ، ص 40 - 47