تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
حس هم خطا مىكند . « 1 »

فلسفه‌شناسى

برخى از آراى علّامه در فلسفه‌شناسى به قرار زيرند : « 2 » تعريف و غايت فلسفه : فلسفه علمى است كه از احوال و احكام موجود بماهو موجود بحث مىكند . فلسفه از جهت آن‌كه موضوع آن عام‌ترين موضوعات است ، عام‌ترين دانش به شمار مىرود . فلسفه به دنبال تأمين سه هدف مىباشد : 1 ) شناخت موجودات به‌نحو كلى يا آشنايى با احكام كلى وجود ؛ 2 ) تشخيص موجودات حقيقى از غير حقيقى ( اعتبارى و وهمى ) ؛ 3 ) شناخت علل عالى هستى و بالأخص علت اولى . علت نياز به فلسفه : فلسفه به يكى از نيازهاى مهم انسان ؛ يعنى نياز به تشخيص امور حقيقى از امور غيرحقيقى و پندارى ، با تكيه بر بيان احكام كلى وجود ، پاسخ مىدهد . روش فلسفه : روش فلسفه روش قياسى - برهانى است . براهين فلسفه از نوع براهين انّى از نوعِ خاص ( انّ مطلق ) هستند و نه لمّى . در اين نوع برهان انّى . بر ملازمات عام تكيه مىشود و از وجودِ يك ملازم به ملازم ديگر مىرسند . براى مثال مىگوييم : 1 ) ماده متغير است . 2 ) هر متغيرى زمان‌مند است . پس ماده زمان‌مند است . در اين استدلال بين تغيير و زمان ، تلازم وجود دارد و از ثبوت يكى به ثبوت ديگرى حكم مىكنيم . اين نكته را نيز بايد افزود كه بر اين اساس ، مباحث فلسفى به صورت اصل موضوعى ( آكسيوماتيك ) تدوين و تأليف مىشوند . مبادى تصورى و تصديقى فلسفه : مبادى تصورى فلسفه را به‌طور عام معقولات ثانى فلسفى تشكيل مىدهد كه در ميان آن ، مفهوم « وجود » اساسىترين اين معقولات است . اين مبادى ، بديهى و بىنياز از تعريف منطقى هستند . مبادى تصديقى فلسفه ، از قبيل تصديق به وجود موضوعِ فلسفه و اصول متعارفهء آن و نيز برخى از اصول موضوعه نيز بديهى مىباشند .
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ص 113 - 114 ( 2 ) . نهايةالحكمه ، مقدمه ؛ كلام بمنزلة المدخل لهذه الفن . و اصول فلسفه و روش رئاليسم ، مقالهء اول و بداية الحكمه ، مقدمه