دوم ، هنگامى است كه به رابطهء معرفتى ميان انسان و واقعيت و نحوهء وجود موضوع توجه داريم . در اين حالت نيز نحوهء وجود موضوع ، نوع روش و ارتباط فكرى انسان را با آن موضوع مشخص مىكند براى مثال اگر شيئى از اجسام باشد ناچار بايد ارتباط انسان با آن جسمانى و مادى بوده و از روش آزمايش عملى و تجربى در كشف اوصاف آن استفاده شود . « 1 »
تقسيم بندى مفاهيم علوم
يكى از مباحثى كه در فلسفهء علم مطرح مىشود اقسام كلى مفاهيم علوم است . قبلًا در بحث معرفتشناسى با تقسيمبندى كلى مفاهيم از ديدگاه علّامه آشنا شديم . در اينجا به اوصاف مفاهيم مهم از نظر ايشان اشاره مىشود . « 2 »
الف ) مفاهيم حقيقى يا ماهوى ؛ مفاهيمى كه هم در خارج موجود مىشوند و هم در ذهن مانند درخت ، انسان و . . .
ب ) مفاهيم يا معقولات فلسفى :
1 ) حيثيت مصداقشان يا در خارج بودن است مانند وجود و اوصاف حقيقى آن و يا در خارج نبودن است مانند عدم .
2 ) مفاهيمى كه هم بر واجبالوجود و هم بر ممكنالوجود حمل شوند مانند ، علم ، حيات و . . .
3 ) مفاهيمى كه بر بيش از يك مقوله حمل شوند مانند حركت .
4 ) مفاهيمى كه داراى حد منطقى ( جنس و فصل ) نيستند و بهعنوان جنسى براى ماهيات قرار نمىگيرند .
ج ) مفاهيم منطقى ؛ مفاهيمى كه حيثيت مصداقشان در ذهن بودن است . مانند جنس ، فصل ، قياس و . . .
د ) مفاهيم اعتبارى اجتماعى و عملى :
1 ) حاصل فعاليت استعارى ذهن هستند كه عبارت از عاريت گرفتن مفهومى حقيقى
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ص 365 . و عطاءاله كريمى ، فقر تاريخيگرى ، ص 261
( 2 ) . نهايةالحكمه ، ص 243 ، 256 - 259