تعريف علم : [ مجموعه قضايايى است كه در آنها از احوال و خصوصيات موضوع واحد بحث مىشود ]
علم در علوم برهانى مانند فلسفه ، منطق و . . . عبارت از مجموعه قضايايى است كه در آنها از احوال و خصوصيات موضوع واحد بحث مىشود . اين موضوع واحد ، در « حدود » موضوعهاى مسائل و محمولهاى آنها اخذ مىگردد . هر علمى برهانى ، ناچار بايد موضوعى داشته باشد و موضوع يك علم ، موضوع تمام مسائل آن علم است . موضوع علم چيزى است كه در آن علم از عوارض ذاتى آن بحث مىشود . مراد از عوارض ذاتى نيز آن محمولاتى هستند كه بدون واسطه بر موضوع خود عارض شده و بهگونهاى باشند كه يا موضوع در حد آنها اخذ شود و يا بالعكس آنها در حد موضوع اخذ شوند و از هم ديگر انفكاك ناپذير باشند .
براى مثال وقتى مىگوييم : « موجود يا واحد است يا كثير . » موضوع در حد محمول اخذ شده است يا در قضيهء « واجب ، موجود است » محمول در حد موضوع اخذ شده است . « 1 »
بايد افزود از نظر علّامه برهان ( كه مبناى علوم برهانى است ) قياسى است كه از مقدمات يقينى تركيب يافته و نتيجهء يقينى مىدهد . « 2 »
تفسير [ ( تقسيم ) ] علوم
بر مبناى نظر علّامه مىتوان سه تقسيم بندى كلى را در باب علوم ترتيب داد :
نخست ، تقسيم علوم به برهانى و غير برهانى . علوم برهانى : علومى هستند كه با شرايط خاصى كه قبلًا گذشت حاصل مىشوند و علوم غير برهانى از غير اين طريق حاصل مىشود مانند علوم طبيعى ، تاريخى و . . . . « 3 »
دوم ، تقسيم علوم به حقيقى و اعتبارى . علوم حقيقى علومى است كه حاصل ادراكاتى است كه انكشافات و انعكاسهاى ذهنىِ واقع و نفسالامر است و واجد مطابَق يا مطابقهايى در خارج و نفسالامر مىباشد ، ولى علوم اعتبارى ، مجموعه اعتبارياتى است كه مطابَقى در خارج از توهم ندارند و حدّ و ماهيت براى آنها متصور نبوده و در مورد آنها
هامش
( 1 ) . الحكمةالمتعاليه ( 9 جلدى ) ، ج 1 ، صدرالمتألهين شيرازى ، حاشيهء علّامه طباطبائى
( 2 ) . همان ، ص 30 - 32 . و رسائل سبعه ، علّامه طباطبائى ، ص 6 ، 29
( 3 ) . الحكمة المتعاليه ، ج 1 ، ص 32 . تعليقهء علّامه