برهان جارى نمىشود . « 1 »
سوم ، تقسيم علوم به نظرى و عملى ، علم نظرى علمى است كه مربوط به امور تكوينى است و نيز علمى است كه خود به خود عملى را لازم نمىآورد هر چند كه عمل متوقف بر آن بوده و بدون آن تحقق نمىيابد . علم عملى مربوط است به آنچه شايسته و ناشايست است و نيز متضمن حكم به وجوب تبعيت و التزام به علم نظرى است . « 2 »
تمايز علوم [ به موضوع آن ]
علّامه براى متمايز ساختن علوم از يكديگر نقطهء شروع خود را علوم برهانى قرار مىدهد . حاصل سخن علّامه اين است كه در علوم برهانى ، موضوعى داريم كه محمول از آن انفكاكناپذير است و آن محمول بهگونهاى است كه با وضع موضوع ، موجود بوده و با رفع موضوع منتفى مىباشد . بر اين اساس روشن مىشود كه نقش اساسى را در تمايز علوم همانا موضوع آنها به عهده دارد ، ليكن بايد در اين تمايز ضرورتاً رابطهء محمول با موضوع ملحوظ گردد . بر اين اساس مىتوان گفت : علّامه روشى را ارائه داده است تا سبب تمايز علوم برهانى از غير برهانى گردد ، روشى كه البته در رابطه با « موضوع » علم است . حاصل سخن آنكه از نظر ايشان هرگاه در مسألهاى ، محمول از موضوع انفكاكناپذير بود آن مسأله به علوم برهانى تعلق دارد و الّا نه . « 3 »
رابطهء موضوع و روش علم
موضوع هر علم از دو حيث منشأ تحقق روش است . نخست وقتى كه رابطهء موضوع را با محمولاتى در نظر گرفته و ويژگى ذاتى بودن و انفكاكناپذيرى را بين آنها مىيابيم در اين حالت اين ملاك موجود روش خاص برهانى و در حيطهء روش برهانى است . « 4 » مىتوان اين رابطهء موضوع و محمولات را رابطهء منطقى ناميد .
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ص 32 ، 270 ، 347 . و نهاية الحكمه ، ص 259
( 2 ) . الميزان في تفسيرالقرآن ( عربى ) ، ج 15 ، علّامه طباطبائى ، مؤسسه النشر الاسلامى ، سال 1414 و ج 5 ، ص 8 ، 10 - 311
( 3 ) . الحكمة المتعاليه ، ج 1 ، ص 32 . و مقالات و بررسىها ، نشريهء گروه تحقيقاتى دانشكده الهيات و معارف اسلامى ، دفتر 54 - 53 ، ص 147 ، 151 - 152
( 4 ) . مقالات و بررسىها ، همان ص 147 ، 151 - 152