5 ) انصاف علمى ؛ مرحوم آقاى طباطبائى در بيان آراى مخالفان كمال انصاف و امانت را مراعات مىنمودند و عقايد و نظرات آنان را همانگونه كه صاحبان آرا در نظر داشتند مطرح و آنگاه نقد و بررسى مىكردند ، حتى اگر اين آرا مربوط به مخالفان رسمى دين ، مانند ماركسيستها مىبود . يكى از شاگردان ايشان در اين باره مىگويد : « پس از انتشار نخستين جزء از كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ماركسيستهاى ايران با تشكيل جلساتى تصديق كردند كه مؤلف در نقل مطالب آنان كمال امانت را رعايت كرده و كوچك ترين تحريفى رخ نداده است . » « 1 »
برخى از نوآورىهاى اساسى و پرثمر در رشتههاى مختلف
علّامه طباطبائى داراى برخى نوآورىهاى خاص در حوزههاى مختلف معرفتى است كه پىآمدها و آثار پربار و اساسى براى آن حوزهها در بر داشته و يا با به كار بردن آنها به دنبال خواهد داشت . برخى از اين نوآورىهاى اساسى ايشان از اين قرارند :
در فلسفه ، عنايت به نگارش مباحث فلسفى به زبان فارسى و توأم با سادهنويسى و پرهيز از مغلقنويسى ، طرح مباحث معرفتشناسى و مقدم داشتن آن بر مباحث هستىشناسى ، نشاندادن امكان ديالوگ فلسفى با دستگاههاى فلسفى غربى و شرقى ، احياى سنّت فلسفى با تقرير و تحليل جديد از سنّت فلسفى ، طرح و تأليف فلسفه در قالب اصل موضوعى ( آكسيوماتيك ) ، احياى روش مشايى در طرح و تأليف مباحث فلسفى و پيرايش فلسفه از دخالت دادن گزارههاى غير فلسفى ( شعرى ، خطابى ، دينى ، عرفانى و غيره ) ، تلاش براى تفكيك حقايق از اعتباريات در مباحث فلسفى و . . . در علم كلام نيز مىتوان به مواردى از قبيل ، آشكار ساختن خلط حقايق و اعتباريات در تاريخ و كلام و مباحث كلامى ، پرداختن به مباحث جديد كلامى از قبيل حقوق زن ، بردهدارى در اسلام ، تكامل انسان نظام اجتماعى و سياسى اسلام ، دين و علم و . . . و طرح موضوعات جديد كلامى اشاره كرد .
در تفسير ، احياى روش تفسيرى قرآن با قرآن ، اهميت دادن به تفسير و احياى سنّت تفسير قرآن در حوزهها ، عنايت به ديالوگ قرآن با مسائل جديد فردى و اجتماعى و يافتن پاسخ
هامش
( 1 ) . دومين يادنامهء علّامه طباطبائى ، ص 294