نفى ايدهآليسم هستى شناختى
نخستين گام در مباحث معرفتشناسى پذيرش اصل واقعيت و هستى و نيز پذيرش واقعيات خود و خارج از خود است . ما مىيابيم كه خود هستيم و واقعيتى وراء ما موجود است و ما كارهايى را به حسب خواهش خود در وراء خود انجام مىدهيم . « 1 »
بداهت « وجود » و « مفهوم » علم
انسان ، وجود هستى علم و آگاهى و نيز مفهوم شناخت و معرفت و علم را بالوجدان نزد خود يافته و اين امور نزد او آشكارند ؛ به بيان ديگر ما هم هستى علم را نزد خود بالوجدان مىيابيم و هم معناى آگاهى براى ما بداهت دارد و مفهوم علم نزد ما بديهى است و بىنياز از تعريف منطقى مىباشد . « 2 »
تعريف علم
در عين تعريف ناپذيرى منطقى علم ، مىتوان آن را به اين صورت توصيف كرد كه علم عبارت از حصول امر مجرد از ماده براى موجود مجرد ديگر است . « 3 »
نحوهء وجود علم
علّامه معتقدند كه علم داراى نحوهء وجود غيرمادى است . روش ايشان در اثبات تجرد ادراك ، عمدتاً همان روش فلاسفهء پيشين اسلامى است . بدين صورت كه نخست اوصاف اساسى ماده مطرح شده و آنگاه « علم » را از داشتن آن صفات برى و مجرد مىدانند . تمام اقسام استدلال علّامه را با توجه به روش ايشان مىتوان به اجمال چنين ترتيب داد : « 4 »
1 ) عدم گنجانيده شدن شىء بزرگ در شىء كوچك در ماديات و نه در ادراكات جزئى .
هامش
( 1 ) . علّامه طباطبائى ، بدايةالحكمه ، ص 6 . و همان ، اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ص 11
( 2 ) . علّامه طباطبائى ، نهايةالحكمه ، ص 236
( 3 ) . همان ، ص 240
( 4 ) . همان ، ص 237 - 239 و اصول فلسفه و روش رئاليسم ، علّامه طباطبائى . با پاورقى استاد مطهرى ، ص 70 - 79