فكرى و فرهنگى خود مىشد . « 1 »
در اين گير و دار ، علّامه برخود لازم دانستند كه به احياى سنّت دينى و عقلى با زبان جديد و در قالب و محتوايى نو ، بپردازد و حاصل اين كار آثار گرانقدر و وزينى بود كه در علوم مختلف عقلى و نقلى و . . . تأليف فرمود .
نكاتى در باب روش تدريس علّامه در دروس فلسفى « 2 »
- اجتناب از پراكندهگويى و متمركز نمودن سخن دربارهء موضوع مورد بحث .
- بيان مطالب عالى در عبارات كوتاه و رسا و پرهيز از لفاظى و عبارتپردازى .
- روشن نمودن موضوع بحث بهطور كامل .
- پرهيز از سخنان شعرى و غيره در بحثهاى عقلى و فلسفى و بهرهگيرى از استدلال برهانى .
- تكريم مقام دانشمندان و احترام مقام علمى آنان و ملامت نكردن حتى نسبت به كسانى كه سخن آنان را نقد مىكردند .
- توجه كامل به اشكال شاگردان و رعايت احترام آنان .
- فروتنى و متانت در پاسخ به اشكالها و شتاب نكردن در جوابگويى و ابا نداشتن از اعتراف به نداشتن پاسخ .
شمّهاى از اخلاق علمى علّامه
برخى از ويژگىهاى اخلاق علمى علّامه از اين قرار است :
1 ) حقيقت طلبى ؛ ايشان بيش از آنكه به دنبال منويات و يا جريانهاى رايج و جو حاكم باشد ، به دنبال حقيقت بودند .
2 ) كنجكاوى و حساسيت نسبت به مسائل جديد ؛ يكى از خوشه چينان محضر علّامه
هامش
( 1 ) . دومين يادنامهء علّامه ، مؤسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، سال 63 ، ص 293 - 294 و يادبود يادوارهء علّامه طباطبائى در كازرون ، به كوشش منوچهر مظفريان ، نشر نويد ، سال 69 ، ص 193 ، 194 و اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 1 ، علّامه طباطبائى با پاورقى استاد مطهرى ، دفتر انتشارات اسلامى ، مقدمه استاد مطهرى
( 2 ) . على ربانى گلپايگانى ، ايضاح الحكمه ( ترجمه و شرح بدايةالحكمه ) ، ج 1 ، ص 7 - 8