نزديك نمودن اجزاى جامعه به يكديگر ، بايد طبقات كم درآمد را با انفاق به مفهوم وسيع آن كمك نمود و قشر متمكن و ثروتمند را از زياده روى و تظاهر به تجمل و اشرافيت بازداشت .
گذشت روزگار صحت اين نظريه را بر ملا ساخته است ، چرا كه بعد از رواج تمدن غربى ، جوامع انسانى در توجه به ماديات و زياده روى در شهوات رها شدند و آنچه را توانستند در اين راه به خدمت گرفتند . نتيجه اين روند انباشت ثروت و زانو زدن رفاه و خوشى بر آستانهء صاحبان زور و سرمايه شد و براى اقشار پايين جامعه چيزى جز محروميت نماند .
طبقات مرفه نيز براى چپاول ديگران و حاكميت مطلق به جان هم افتادند ، تا گروهى اندك همهء مظاهر سعادت و خوشى مادى را به دست گرفتند و حق زندگى را از تودهء مردم سلب نمودند و اين منشأ همهء رذايل اخلاقى موجود در دو قشر غنى و فقير شد و هر يك به نفع خويش ، عزم جزم كرد و مقابله آغاز شد . درگيرى و جنگ ، با هدف نابودى طرف مقابل ، بين دو گروه غنى و فقير ، دارا و بىچيز در گرفت و جنگ جهانى پديد آمد و كمونيسم گسترش يافت و حقيقت و ارزشها رخت بر بست و آرامش و خوشى بر باد رفت . اين است واقعيت امروزى جهان ، و آنچه در انتظار آيندهء آن است ، از اين وضع بزرگتر و ناگوارتر است .
از بزرگترين عوامل اين ناهنجارى ، مسدود شدن مسير انفاق و گشوده شدن درهاى ربا بر روى جامعه است . « 1 »
مفهوم گستردهء انفاق
چنان كه در موضوع انباشت ثروت اشاره شد ، آنجا كه « انفاق فى سبيل اللَّه » مطرح مىگردد ، معنايى عام و گسترش يافته دارد .
سبيل اللَّه على ما يستفاد من كلامه تعالى هو ما توقف عليه قيام دين اللَّه على ساقه و ان يسلم من انهدام بنيانه كالجهاد و جميع مصالح الدين الواجب حفظها و شؤون مجتمع المسلمين التى ينفسخ عقد المجتمع لو انفسخت و الحقوق المالية التى اقام الدين بها صلب المجتمع الدينى . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 384
( 2 ) . همان ، ج 9 ، ص 250