مىبينيد كه تعريف هر آنچه بر پايى دين الهى به آن بستگى دارد و همهء مصالح واجب الحفظ و تمامى شؤون اجتماعى كه با به هم خوردن آنها جامعهء اسلامى به هم مىريزد ، مشمول سبيل اللَّه است و انفاق ، آن را در بر مىگيرد ، كه حقوق مالى معروف و مشخصى چون زكات و خمس از آن جمله است .
انفاق مستحب
انفاق استحبابى نيز طيف وسيعى از مسائل مالى اسلام را شامل مىشود و اين قسم از انفاق گرچه كمك بزرگى به حل مشكلات تمايز طبقاتى مىنمايد و اسلام از فرصتهاى بسيارى براى اين امر استفاده كرده است ، تا علاوه بر ابعاد تربيتى ، قدم عمدهاى در راه رفع نيازهاى جامعه برداشته شود ، ولى روشن است ادارهء جامعه و برنامه ريزى براى آن را نمىتوان به اميد تبرعات و نذر و صدقه و چشم به راه كمكهاى دلبخواه افراد واگذار نمود .
در بخش انفاق مستحب ، گرچه اجبار و الزامى وجود ندارد ، ولى اگر روابط اجتماعى به گونهاى تنظيم گردد و امكانات آن به شكلى توزيع شود كه امور مستحب به تعطيلى كشيده شود و موضوع آن منتفى گردد ، يكى از بالاترين جرمها خواهد بود ، چرا كه حذف مجراى مستحبات مالى از شؤون حيات و زندگى چون مسكن ، ازدواج ، خوراك ، پوشاك و اكتفا به قدر ضرورت ، موجب اختلال در امر حيات اجتماعى مىشود كه قابل جبران نيست و بر همين اساس مىتوان گفت : « انفاق » مذكور در آيهء « كنز » شامل انفاق مستحب نيز مىگردد ، چرا كه انباشت ثروت موجب مىشود موضوع انفاق مستحب همانند انفاق واجب منتفى شود . « 1 »
تمايز انفاق اسلامى
امروزه ديگر نياز جامعه به اموال و امكاناتى ويژه براى رفع نيازهاى عمومى و مصارف عامهء جامعه جزء بديهيات مباحث اجتماعى - اقتصادى است . بسيارى از مسائل اجتماعى و اقتصادى و از آن جمله اين مورد ، در روزگاران پيشين جزء امورى بود كه عموم مردم از آن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 263