باشد ، مديريت جامعه اسلامى به همان اكتفا خواهد نمود ، ولى همه مىدانيم اين وضع فعلًا فرضى بيش نيست .
ب ) اسلام همانگونه كه در توزيع و مصرف اموال عمومى جامعه به وضعيت جامعه توجه دارد ، به رسيدگى به افراد اجتماع نيز عنايت زياد دارد ، بلكه از موارد مصرفى كه مثلًا براى زكات يا خمس برشمرده است ، بر مىآيد كه سهم عمده و اساسى را به افراد جامعه مىدهد ، چرا كه تنها عنصرى كه جامعه را تشكيل مىدهد ، عبارت از فرد است و رفع اختلاف طبقاتى كه از اصول برنامههاى اسلام است و ايجاد تعادل و توازن اجتماعى و جريان يافتن اعتدال در مسير و حركت جامعه ، جز با اصلاح وضعيت اجزاى آن جامعه امكان ندارد و اجزاى جامعه ، چيزى جز افراد آن نيست .
ج ) اسلام يك نوع احترام و شخصيت در خصوص پرداخت واجبات مالى براى افراد جامعه قائل شده است و همانگونه كه در موضوع اعطاى پناهندگى به كفار اين حق را به يكايك مسلمانان داده و حكومت و جامعه را موظّف مىكند كه براى پناهندگى كه داده است ، احترام قائل شوند و كسى حق نقض آن را ندارد ، اجمالًا در پرداخت واجبات مالى اين حق را به افراد واگذار نموده است كه در بخشى از موارد ، خودشان براى مصرف در موارد مورد نظر مستقيماً اقدام نمايند ، و البته اين حق را از حكومت به كلى سلب ننموده است و در موارد مقتضى حكومت به وظيفهء اوّليه خويش قيام خواهد كرد و پس از دريافت ، در موارد لازم مصرف خواهد نمود . « 1 »
بدينترتيب ، انفاق با دامنهء گسترده و ويژگىهاى خويش نقش بسيار عمدهاى را در تعادل اقتصادى جامعه و رفع اختلاف طبقاتى ايفا خواهد نمود ، با اين يادآورى كه عملكرد انفاق در اين چارچوب خلاصه نمىشود .
5 . انفال
بخش عمدهاى از سرمايه و امكانات جامعه را اموالى تشكيل مىدهد كه مالك خاصى ندارد ؛ بخشهايى چون كوهها و درهها و جنگلها و بيشه زارها و زمينهاى موات و شهرها و روستاهاى مخروبه يا متروكه و اموال بىوارث از اين قبيل هستند . اينها تحت عنوان انفال
هامش
( 1 ) . همان ، ص 388