تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
وضعيت زمان خويش از آن اظهار تأسف و شكوه مىكند : شما در زمانه‌اى قرار گرفته‌ايد كه هر روز خير و خوبى در آن بيش‌تر پشت مىكند و بدى روى مىآورد و شيطان براى هلاكت مردم طمعِ فزون‌تر مىنمايد . اين زمانى است كه توان شيطان بالا گرفته و كيد و حيله‌اش گسترش يافته و شكارش در دسترس او قرار گرفته است . آن‌گاه حضرت در تحليل اين وضعيت و گواه گرفتن بر آن ، اضافه مىكند : گوشهء چشمت را به هر سو از جامعه كه خواهى بينداز . آيا جز فقيرى كه با فقر دست به گريبان است يا ثروتمندى كه نعمت خدا را به ناسپاسى مبدّل كرده است يا بخيلى كه بخل به حقوق خدا را ، فراوانى و وفور مال مىشمارد يا سر كشى كه گويا گوشش در شنيدن مواعظ سنگين است ، چيزى مىبينى ؟ ! . « 1 » و بعد از جملاتى ، تأسف شديد خويش را نسبت به چنين وضعيتى با جملهء « إنّا للَّه‌و إنّا إليه راجعون » بيان مىدارد . بعد از اين مقدمهء كوتاه دربارهء اختلاف طبقاتى و به هم خوردن تعادل و توازن طبيعى جامعه از نظر فقر و غنا و پيامدهايى كه اين پديدهء شوم دارد ، اكنون به ذكر اصولى پرداخته مىشود كه اسلام براى تقليل فاصلهء دو قشر فقير و غنى و ايجاد تعادل اجتماعى ارائه نموده است :

1 . هماهنگى با ساختار طبيعى

توان متمايز افراد واختلافى كه در قابليت‌هاى آنان نسبت به برخوردارى از امكانات و مزاياى زندگى وجود دارد ، به شكل تكوينى ، اصول و چار چوب‌هايى را پديد مىآورد كه باعث فعليت سطوح و مراتب مختلف زندگى در جامعه مىگردد و اين سابقه‌اى به قدمت تاريخ شكل‌گيرى اوّلين جامعهء بشرى دارد ، چرا كه از اوّلين دوران حيات اجتماعى بشر ، هميشه افرادى قوى ، ضعفا را به بردگى و خدمت خويش و خواسته‌هاى نفسانى خود مىگرفتند و اقشار ضعيفان چاره‌اى جز انقياد نداشتند و راهى جز پذيرش خواسته‌هاى زورمندان نمىيافتند ؛ هر چند دل‌هاشان پر از خشم و كينه بود و انتظار روز خلاصى را
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ( صبحى صالح ) ، خطبهء 129