جامعه و اصلاح وضع آن ، چارهاى جز همگونى و همخوانى ساختارى جامعه نيست و اين بدون مبارزه با پديدهء ناهنجار فاصلهء طبقاتى امكانپذير نمىباشد . « 1 »
تحليل زمينههاى فساد
در تحليل اين مطلب بايد توجه نمود كه مهمترين ركن قوام جامعهء انسانى ، بُعد اقتصادى مىباشد ، كه قرآن كريم با تعبير « قياماً » ياد آور اهميت آن مىشود . در ريشه يا بى مفاسد ، جنايات و تعديات ، اكثر موارد به فقر زياد يا به غنا و ثروتمندى مفرط برمىگردد .
پديدههايى چون دزدى ، راهزنى ، آدمكشى ، كم فروشى و غصب ، بيشتر ريشه در فقر و بىچيزى افراد دارد ، چنانكه سلطه گرى ، شهوترانى ، زياده روى در مصرف ، قانونشكنى و هتك حرمت جامعه و نواميس اجتماعى ، ناشى از برخوردارى زياد از امكانات مىباشد . « 2 »
در بررسى وضعيت فلاكت بار دنياى غرب و نظام فساد آلود آن نيز به اين پديدهء شوم مىرسيم و از همين رو است كه قوانين سودى ندارد و تشويقى كه براى تقويت ارزشهاى اخلاقى صورت مىگيرد ، فايدهاى نمىبخشد ، چرا كه تنها منشأ رذايل اخلاقى ، افراط در دو بُعد « بهرهورى مادى » و « محروميت نسبت به آن » مىباشد و اين واقعيتى است كه برخاسته از آزادى در قالب غربى آن مىباشد ، كه جمعى رابرخوردار و اكثريتى را حتى از ابتدايىترين نيازهاى زندگى محروم مىكند . بنابراين ، مىتوان گفت : در چنين محيطى فراخوانى به ارزشهاى اخلاقى چيزى جز دعوت به پديدهاى ناهمگون و متناقض نيست . « 3 »
حتى گسترش موقت كمونيسم و سوسياليزم كه امروز شاهد فرو ريختن ديوارهاى آن هستيم ، تابعى از اين ناهمگونى مفرط در ساختار اجتماعى جوامع غربى بود ، چرا كه ، جستوجوگر مباحث اقتصادى ، ترديدى ندارد كه تنها علت گسترش كمونيسم و پيشرفت تفكر سوسياليستى ، تراكم فاحش ثروت در دست عدهاى معدود و پيشى آشكار آنان در مزاياى زندگى از يك طرف و از طرف ديگر محروميت دستهء ديگر كه اكثريت را تشكيل مىدادند ، از ضرورىترين نيازهاى زندگى بود . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 388
( 2 ) . همان ، ص 248
( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 111
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 430