قوانين و تكاليف فردى و اجتماعى و عبادى : پرستش خدا ، اجتناب از خوردن مال مردم ، پرهيز از ميگسارى ، عياشى و . . . .
تاريخ ملل و اقوام گذشته و سرگذشت انسانهاى نيك و بد ، براى عبرتآموزى .
سنن قطعى و نواميس ثابت خلقت : حاكميّت مستضعفان در جهان ، سقوط نهايى قدرتهاى استكبارى ، آثار شوم گناه و . . . . كدام يك از اين مسائل با مرور زمان قابل تغيير و نسخ است ؟ در كدام يك زمان مىتواند تأثير بگذارد ؟ اينها حقايق هميشه زنده و ثابتى است كه هرگز تغيير و كهنگى و تأثير زمان در آن راه ندارد .
ب ) گرچه بعضى از آيات ، شأن نزول دارند و در مورد جريان و يا افراد خاصى نازل گرديدهاند ، ولى قانون و قاعده مىگويد : مورد مخصِّص نيست و جرى و انطباق است ؛ يعنى اگر آيهاى در مورد حادثه و يا افراد مشخصى نازل شده باشد ، حكم آيه ، به جريان و افراد اختصاص ندارد . آن حادثه سبب صدور حكم و قانونگذارى كلّى شده است ، نه اينكه خصوصيتى داشته باشد . آيات قرآن بر تمام حوادث و اشخاصِ مشابه مورد نزول ، در تمام زمانها و مكانها تا روز قيامت شمول و جريان دارد و با همهء آنها انطباق پيدا مىكند ، مثلًا آنجا كه مىگويد : «
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
؛ شكسته باد دستان ابىلهب » ؛ يعنى شكسته و بريده باد قدرت ابى لهبها و تمام زورگويان ، خواه افراد باشند و يا حكومتها . با اين معناى عام ، آيه نسخ نمىشود و حكم آن منتفى نمىگردد . يا آنجا كه سرنوشت شوم و نكبتبار ملل و اقوام لجوج و ستمگر گذشته را بيان مىكند ، منظور اين است كه تا روز قيامت در هر عصر و زمان ، هر قوم و ملت و يا حكومتى ، اگر طغيان كند و به ظلم و فساد و تمرّد گرايد ، به چنين سرنوشت حتمى مبتلا خواهد گرديد .
ج ) كتابهاى آسمانى اديان گذشته ، از آغاز براى زمان موقّت نازل شده بودند و وقت هر كدام ، تا آمدن دين و كتاب آسمانى ديگر بود ، ولى بعد از پيامبر اسلام ، پيامبرى نيامد و بعد از قرآن ، كتاب آسمانى نازل نشد و پيامبر اسلام ، خاتم پيامبران و دين اسلام ، آخرين اديان و قرآن ، كتابى كامل و ناسخ كتابهاى آسمانى است و همهء اينها منطق صريح قرآن است .
د ) علاوه بر دلايل فوق ، قرآن به هميشگى و جاودانگى خود شهادت داده است . فرستندهء قرآن ، خدا ، آورندهء آن ، رسول خدا و پيشوايان دينى ، همه بر جاودانگى و پيوستگى قرآن