خواهد ماند و به عنوان معجزه و سند پيامبرى و نبوّت باقى خواهد ماند .
5 . جهانى و همگانى
شايد به نظر برسد قرآن به علت نازل شدن در مكه ، براى مردم آن سامان يا حجاز آمده يا به علت عربى بودن ، مخصوص ملل عرب است و يا به علت بيان وظايف مسلمانان ، به آنان اختصاص دارد . قرآن كتاب يك شهر و يا يك نقطه از جهان و يا يك قوم و ملّت نيست ، بلكه كتاب همهء انسانها در سراسر گيتى و در تمام زمانها و مكانهاست . موضوع قرآن ، انسان و طرف سخن او ، ناس و مردم است ، با هر قوميّت و ملّيّتى كه باشند و با هر لهجه و زبانى سخن گويند و داراى هر رنگ و نژادى باشند و در هر نقطهاى از جهان زندگى كنند .
قرآن همه را به سوى خدا و تقوا و عمل نيك و شايسته و انسانيت و حقيقت دعوت مىكند و هر كس بپذيرد ، مسلمان خواهد بود و هر كس عناد و لجاجت ورزد ، كافر خواهد شد .
يا أَيُّهَا النَّاسُ انَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ انْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقَيكُمْ ؛ « 1 » اى مردم ! همهء شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را گروه گروه كرديم ، براى شناسايى [ نه براى تفاخر و برترى ] . كه گرامىترين شما باتقواترين شماست .
اين حقيقت را علّامه چنين آورده است :
قرآن در مطالب خود ، اختصاص به امّتى از امَم ، مانند امّت عرب يا طايفهاى از طوايف ، مانند مسلمانان ندارد ، بلكه با طوايف خارج از اسلام و عرب [ نيز ] سخن مىگويد . « 2 »
قرآن با طرح تز جهاننگرى و جهانشمولى و اصل مساوات انسانها ، نمىخواهد هويت ملّى امّتها و ملّتها را - كه امر فطرى است - ناديده بگيرد و آن را بىارزش تلقّى كند و از بيخ و بن بركند ، بلكه مىخواهد آن را اصلاح و تعديل كند و از افراطگرايى و طغيان جلوگيرى نمايد . منظور اين است كه انسان نبايد در برابر خدا ، ايمان و اسلام و ارزشهاى معنوى ، به ملّيتها و قوميّتها اصالت دهد و معيارهاى اصيل انسانى و الهى را تحت شعاع قرار دهد و فداى تعصّبات ملى و نژادى كند ، كه در اين صورت اصول و ارزشها مىميرد و جهان به سقوط معنوى و اخلاقى و اجتماعى كشانده مىشود و جنگ و كشمكش واهى و
هامش
( 1 ) . حجرات ( 49 ) آيهء 13
( 2 ) . قرآن در اسلام ، ص 23