بىحاصل حاكم مىگردد . بايد هويتهاى ملّى و قومى در مرحلهء بعد و در چارچوب اسلام و تقوا و معنويت مطرح گردد . انسانِ مسلمان ، اوّل بايد خود را مسلمان بداند ، آنگاه ترك يا فارس و يا عرب . اوّل به اسلاميت افراد توجه كند ، آنگاه به زبان و نژاد و كشور و زادگاه آنان . در اين صورت هويت ملّى زير لواى اسلام و با اصالت و حاكميّت آن ، صبغهء دينى مىگيرد و مشروعيّت و قداست پيدا مىكند و هم تعديل و مهار مىشود و از طغيان تخريبى و غيراسلامى آن جلوگيرى مىگردد و هم عامل انسجام جامعهها و انگيزهء حركتها و رقابتهاى سالم اسلامى خواهد بود . اصالت دهى به قوميت و مليت ، در برابر اسلام و ايمان ، افراطگرايى و از نظر اسلام و زيانبار محكوم است . اگر ملتى هويت اصلى و سوابق فرهنگى و تاريخى خود را به فراموشى بسپارد ، آن هم تفريط و از نظر اسلام نامطلوب است . چنين ملّتى مانند كودكان سرراهى مىباشد و پيوسته سرگردان ، بىفرهنگ ، بىاصالت و در ميان امّتهاى ديگر ، بىاعتبار خواهد بود .
6 . هميشگى و جاودانه
قرآن در يك عصر و برههاى از زمان نازل شده و گاه بعضى از آيات آن دربارهء جريان و يا افراد خاصّى نازل گرديده است كه وقت آن حادثه و جريان سپرى شده و يا آن اشخاص از جهان رخت بربستهاند و يا چنان كه كتب آسمانى ديگر براى زمان خاصى نازل گرديده و سپس با نازل شدن كتاب آسمانى ديگر ، زمان آن سپرى شده و نسخ گرديدهاند ، شايد به نظر برسد قرآن و يا بعضى آيات مخصوص زمانى خاص باشد ، ولى چنين نيست . قرآن كتابى پيوسته و پاينده است و برنامه زندگى فطرى بشر است و از روزى كه نازل شده ، براى هميشه و همهء مردم در همهء زمانها و مكانهاست . قرآن متوجه مردم اعصار و قرون آينده تا قيامت خواهد بود و همانطور كه جهانى و همگانى است ، هميشگى و جاودانگى است .
به اين دلايل :
الف ) تعاليم و مفاهيم قرآن حق است و حقايق پيوسته ثابت است و با مرور زمان كهنه نمىشود . قرآن مجموعهاى از پنج موضوع لايتغيّر است :
عقايد : توحيد ، معاد ، عدل ، نبوت و رهبرى جامعه .
اخلاقيات : عدالت ، صداقت ، درستكارى ، ايثار ، محبت ، انساندوستى و . . . .