دانش بشرى را در اين عرصه راهى نيست . اگر بخواهيم دقيقتر سخن بگوييم ، بايد متذكر شويم ايمان و كفر ، مذهبى بودن يا نبودن ، برون مرزى سكولاريزم است . يك فرد سكولار مىتواند مذهبى يا ملحد باشد و هيچ كدام از اين دو امر خللى به سكولار بودن او وارد نمىآورد ، زيرا معيار و ضابطهء سكولار بودن ، پذيرفتن رويكرد معرفتى و اعتقاد به خودكفايى عقل و دانش بشرى و بىنيازى از دستگيرى دين و مذهب در شناخت هستى و طبيعت و تنظيم حيات اجتماعى و ديگر نيازمندىهاى قابل شناخت است . بنابراين ، سكولارها دو دسته مىشوند ؛ برخى از آنان با حفظ ايمان به غيب ، قلمرو رابطهء انسان و خدا را مورد توجه قرار داده و كاركرد دين را تنظيم اين ساحت معنوى و معرفتبخشى مىدانند . اين دسته را « سكولار مذهبى » مىناميم ، درمقابل كسانى كه ايمان به غيب ندارند و دين را موهوم و زايد مىشمارند و سكولارهاى ملحدند .
در طى چند دههء اخير در ميان برخى روشنفكران مسلمان ، گرايش به سكولاريزم آشكارا مشاهده مىشود . تلاش براى تقليل و محدود كردن قلمرو نفوذ و كاركرد دين و افزايش حيطهء مرجعيت عقل و دانش بشرى و منحصر كردن رسالت دين به معنويت و حيات اخروى و اعتقاد به جدايى دين از سياست و امور كلان اجتماعى ، جلوههاى روشنى از شكلگيرى سكولاريزم مذهبى در حوزهء تفكر اسلامى است . سكولاريزم مذهبى وجود آموزههاى سياسى - اجتماعى را در قرآن و سنت ، انكار نمىكند ، بلكه آنها را براى دنياى معاصر فاقد كاربرد مىداند ، زيرا بر اين باور است كه در زمان خُردى و كوچكى عقل و دانش بشرى ، نياز به هدايت شريعت در تمشيت امور مختلف اجتماعى احساس مىشد ؛ از اين رو در آموزههاى وحيانى نسبت به اين امور التفاتى وجود داشت و دانش فقه پديد آمد ، امّا در زمان رشد و بالندگى علوم مختلف انسانى و بارور شدن عقل اجتماعى بشر ، ديگر زمان مديريت فقهى به سر آمده و بشر مىتواند در سايهء تجربهء عقلايى و استمداد از دانش ، شئون مختلف اجتماعى را بىنياز از دين و تعاليم آن اداره كند و نقش دين در اين زمينه تنها مىتواند ارشاد و توصيه به پارهاى اصول و ارزشهاى اخلاقى باشد .
در تفسير الميزان گرچه به اصل اين ايده اشارهاى وجود دارد ، امّا به علت نوظهور بودن نضج سكولاريزم مذهبى در جهان اسلام ، نبايد انتظار داشت تمامى جنبههاى اين رويكرد معرفتى و استدلالهاى نو آن ، در اين تفسير ، بحث و بررسى شود .
مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: مؤسسه بوستان كتاب قم
ص١٥٣